تبليغاتX
آزادی برابری
عکس هایی از رفقای بازداشتی، شوانه مریخی و مازیار یزدان نیا

2 نوشته شده در  جمعه 12 تیر1388ساعت   توسط سرویس خبری  | 

نیما نحوی بازداشت شد
نیما نحوی از فعالین دانشجویی چپ دانشگاه مازندران در روز چهارشنبه 10 تیر، به هنگامیکه با 2 نفر از دوستانش در مسیر بازگشت به خوابگاه بوده است دستگیر میشود. بنا به اخبار رسیده سه اتومبیل وابسته به نیروهای امنیتی در این مسیر به تعقیب آنها پرداخته و در اخر نیما نحوی را بازداشت و به مکان نامعلومی برده اند.

2 نوشته شده در  جمعه 12 تیر1388ساعت   توسط سرویس خبری  | 

حسام سلامت بازداشت شد
حسام سلامت دانشجوی رشته جامعه شناسی دانشگاه تهران و سه ستاره شده در مقطع دکترا، علیرغم رتبه یک شدنش، از فعالین چپ و پرکار در عرصه نشر کتاب، بنا به گزارشات رسیده در روز 30 خرداد با تفتیش منزل ایشان از سوی نیروهای امنیتی و به صورت خشونت آمیز بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شده است.
2 نوشته شده در  چهارشنبه 10 تیر1388ساعت   توسط سرویس خبری  | 

محمد صیادی؛ فعال دانشجویی چپ دانشگاه بوعلی سینا به زندان الوند همدان منتقل شد

با وجود آزادی دانشجویان دربند دانشگاه بوعلی سینا، محمد صیادی برای اجرای 2 سال و نیم حبس به زندان الوند همدان متقل شد

 

اسامی  این دانشجویان که در جریان اعتراضات پس از انتخابات ۲۲ خرداد  دستگیر شده بودند سیاوش حاتم ، مهدی مسافر، حجت بختیاری،پوریا شریفیان، رضاجعفریان است.
در عین حال  محمد صیادی  عضو  سابق انجمن اسلامی دانشجویان  بوعلی جهت اجرای  حکم حبس  دو ساله  خود  به زندان الوند  شهر همدان  منتقل شده است  پیش از این  این فعال دانشجویی  به  ۷۸ ماه حبس  محکوم شده بود که در دادگاه تجدید نظر به  ۲ سال و نیم حبس تعزیری و چهار و نیم سال حبس تعلیقی تبدیل شده بود.


2 نوشته شده در  چهارشنبه 10 تیر1388ساعت   توسط سرویس خبری  | 

دانشجویان چپ دربند
لیست دانشجویان چپ که در حال حاظر در بندند:

( ما از این اسامی مطلعیم)

1-فرهاد حاج میرزایی، فعال حقوق کودک در سنندج که از 22 دی سال 86 در بند است.

2-محمد پور عبدالله، دانشجوی مهندسی شیمی دانشگاه تهران که از 24 بهمن 87 در زندان است ودر حال حاضر در زندان قزل حصار به سر می برد.

3-مازیار یزدان نیا  دانشجوی دانشگاه مازندران که از 24 خرداد 88 دستگیر شده است.

4-شوان مریخی دانشجوی دانشگاه مازندران که از 24 خرداد 88 دستگیر شده است.

5-امیر محسن محمدی دانشجوی رشته ارتباطات(روزنامه نگاری) دانشگاه آزاد میبد که از روز 25 خرداد 88 در زندان است.

6-بیتا صمیمی زاد دانشجوی رشته فیزیک دانشگاه پلی تکنیک که از 30 خرداد 88 در زندان اوین به سر می برد.

7- فرناز معیریان دانشجوی جامعه شناسی دانشگاه علامه که از 30 خرداد 88 در زندان اوین به سر می برد.

8-محمد صیادی دانشجوی مکانیک ماشین آلات کشاورزی دانشگاه بوعلی همدان که از 4 تیر 88 بازداشت است. نامبرده به تازگی در دادگاه تجدید نظر حکم 7 سال و نیم زندان تعزیری اش به دو سال و نیم کاهش یافته و این حکم به عنوان حکم نهایی و قطعی علیه او صادر شده است. محمد صیادی در حال حاضر در زندان الوند همدان به سر می برد.

9-فریدون طاهری دانشجوی ریاضی دانشگاه شریف که در روز 7 تیر 88 بازداشت شده است.

ما خواهان آزادی فوری و بی قید وشرط رفقایمان هستیم.

2 نوشته شده در  دوشنبه 8 تیر1388ساعت   توسط سرویس خبری  | 

نامه ای سرگشاده به هوگو چاوز

آقای چاوز خجالت بکشید!

سوسیالیست ها علیه بنیادگرایی و سرمایه داری هستند

 محمدرضا احمدی/ پژمان رحیمی

 آقای چاوز در خبرها شنیدیم که باز هم با رئیس جمهور تقلبی رژیم بنیادگرا و سرمایه داریِ ارتجاعیِ جمهوری اسلامی تماس گرفته اید و به او قوت قلب داده اید که جلوی هجوم امپریالیست ها مقاومت کند!! احمدی نژاد هم گویا به شما قول داده که آنان را سرکوب کند!

ما با مواضع دولت شما آشنا هستیم و تحولات جامعه ی شما را پی گیری می کنیم.ما بر خلاف شما که از تحولات ایران اندک اطلاعی ندارید،تحولات آمریکای لاتین همیشه مورد علاقه ی ما بوده است و مردم آزادی خواه ایران همواره از قهرمانان آمریکای لاتین به نیکی یاد می کنند و بسیاری از حرکت های سیاسی و اجتماعی ما هم الهام گرفته از مبارزات سیاسی مردم آمریکای لاتین بوده است.جنبش اجتماعی کنونی مردم ایران ذاتا عدالت خواه و برابری طلب است و ما آزادی را همبسته ی ضروری عدالت می دانیم.بهتر است از مشاورانتان کمک بگیرید تا بدانید که ایران یکی از کشور هایی است که بیشترین هزینه را در راه آزادی و سوسیالیسم داده است.کشتاری که از سوسیالیست های ایرانی شده در کمتر جایی سابقه داشته است.ما می دانیم که غرب و امپریالیزم آمریکا کاملا تحولات سیاسی ایران را دنبال می کنند و تمام تلاششان سوء استفاده از وضعیت موجود است و تنها به فکر منافع خود هستند.ما گمان نبرده ایم که آنان برای ما دلسوزی می کنند بلکه آنان هم به دنبال امتیاز گیری بیشتر از حکومت متزلزل کنونی هستند.مردم ایران حمایت های آشکار و پنهان غرب از حکومت کنونی را فراموش نمی کنند.سوال ما این است که طبق چه تحلیلی احمدی نژاد را نیرویی علیه امپریالیزم ارزیابی کرده اید؟ آیا صرفا  لجن پراکنی علیه غرب و آمریکا کافی است که شما به این نتیجه برسید که کسی ضد امپریالیست است؟

ما تحولات جامعه ی شما را پی گیری کرده ایم و می دانیم که جهت گیری ای سوسیالیستی دارید _اگر چه انتقادات جدی ای هم به آن داریم_ و نزدیکی شما به دولت هایی مانند جمهوری اسلامی برای ما در چارچوب هایی قابل درک است و البته هیچ گونه عملکرد همسویی بین دولت شما و جمهوری اسلامی احساس نمی کنیم. اما سخنان تلفنی شما و تبریک عجولانه ی شما به یک متقلب را به هیچ وجه نمی توان توجیه کرد و به نظر ما در تقابل جدی با ارزش های انسانی و سوسیالیسم قرار  می گیرد.دولت جمهوری اسلامی به طور کلی محصول عملکرد امپریالیزم است و جنگی که اکنون بین جناحین رژیم در گرفته است جدال بر سر وابستگی مستقیم یا غیر مستقیم به امپریالیزم است.این دو جناح دو روی سکه ی وابستگی ایران به آمریکا و غرب هستند.آن جناحی که شما اکنون دل و قلوه نثارش می کنید هدفی جز آشوب و جنگ طلبی و نابودی کامل ایران در جهت منافع امپریالیزم را ندارد.هیچ چیز به اندازه ی این آشوب طلبی ها حضور آمریکا در خلیج فارس و خاورمیانه را قدرت نبخشیده است و حتما به خاطر دارید که سخنان احمدی نژاد در اجلاس دوربان2  چگونه وحدت ملیِ!! اسرائیل را احیا کرد؛پس چگونه به خود اجازه می دهید احمدی نژاد را علیه امپریالیست ها ارزیابی کنید؟

در جریان کشاکش جناحین حکومت کنونی ،مردم ایران تن به یک انتخابات نمایشی دادند که غیر دموکراتیک بودن آن بر همه روشن است،اما حتا به اعتماد اندک مردم به این نمایش انتخاباتی هم خیانت شد.اکثریت مردم ایران می دانستند که شاید اندکی در احوال این جامعه تغییری ایجاد شود- و تعدادی به مانند ما حتا  به این هم باور نداشتیم و نداریم- و در این میان مطالبات خود را فریاد زدند که با دهن کجیِ آشکار حاکمیت روبرو شدند. خشم مردم ایران از دروغ گویی و تقلب آشکار جناح احمدی نژاد است.دوست شما که چنین به او قوت قلب می دهید - و مطمئن هستم که احمدی نژاد هم در دلش به حماقت شما می خندد- حتا حاضر نیست که قواعد بازی یک انتخابات بورژوایی آن هم با رنگ و بوی اسلامی و در چارچوب قانون اساسی عقب مانده ی جمهوری اسلامی را هم بپذیرد و چنان ناشیانه دست به تقلب زده اند که خشم مردم را بر انگیخته است.این حضور میلیونی مردم ایران در خیابان ها توطئه ی امپریالیست ها نیست بلکه فوران خشم فروخفته ی ملتی است که سی سال تحقیر و سرکوب شده است و دوست شما به سوی آنان آتش می گشاید و جوانان آزادی خواه که سرنوشت اعتماد کوچکشان به انتخابات را پی گیری می کنند را به خاک و خون می کشد.بهتر است اخبار ایران را دقیق تر دنبال کنید و چنین در مقابل خواست عمومی مردم ایران قرار نگیرید.کودتایی که علیه خودتان شد را به یاد بیاورید.سوسیالیست ها در ایران از شما حمایت کردند و به نفع شما روشنگری کردند و حالا شما از پشت به ما خنجر می زنید و جناح  هار سرمایه داریِ وابسته ی جمهوری اسلامی را حمایت می کنید و زمینه را برای غلطیدن جنبش آزادی خواهانه و برابری طلبانه ی ایران به دامن امپریالیزم را فراهم می کنید چرا که اظهارات غیر مسئولانه ی شما به حساب سوسیالیست ها گذاشته می شود و ما مجبور هستیم موضع فرصت طلبانه و ضد سوسیالیستی شما را افشاء کنیم.سوسیالیست ها در ایران از موضعی متفاوت اما کاملا همدلانه در کنار جنبش کنونی مردم ایران قرار گرفته اند و بر خلاف شما هیچ توهمی نسبت به لفاظی ها و دروغ پردازی های احمدی نژاد درباره ی عدالت و مستضعفان نداریم. دوست شما،احمدی نژاد قوانین ضدکارگری ای  که دولت های قبلی- همین جناحی که امروز روبه رویش قرار گرفته است- به تصویب رسانده بودند را با خشونت تمام پی گیری کرده است.تشکل های کارگری را مورد حمله ی بی رحمانه قرار داده و بسیاری از فعالان کارگری و اجتماعی را به زندان انداخته است و تحت شدیدترین شکنجه ها قرار داده است.در دولت احمدی نژاد سانسور کتاب و مطبوعات شدت یافته و از جمله ناشرانی که آثاری در نقد سرمایه داری را منتشر می کردند را به شدت محدود کرده و به تازگی-درست در آستانه ی انتخابات- یکی از این ناشرین را توقیف کرده است و یکی از دست اندر کارانش اکنون در زندان روزگار سپری می کند.

در سال2002 که علیه شما کودتا صورت گرفت،اتحادیه ی اروپا و آمریکا عجولانه بیانیه صادر کردند و خوشحالی خود را از سرنگونی شما پنهان نکردند،پس ما به شما حق می دهیم که به آنان بدبین باشید.اما  حمایت ظاهری آنان از اعتراضات مردم ایران نباید شما را به این نتیجه برساند که ما گوش به فرمان آنان هستیم و احمدی نژاد را ضد غرب توصیف کنید و برای سرکوب مردم به او قوت قلب بدهید.در این جنگی که میان دو جناح حکومت در گرفته است و کودتایی که یک جناح علیه جناحی دیگر صورت داده است نمی توان به این نتیجه رسید که یکی ضد غرب است و دیگری مورد نظر غرب.این دو جناح هر دو مستقیم و غیر مستقیم مجری برنامه های نئولیبرالیزم در ایران هستند و از نظر ما جنبش کنونی مردم ایران صدای مستقل خود را دارد و ما از حمایت مردم از یک کاندیدای خاص اصلا احساس نگرانی نمی کنیم چرا که معتقدیم مردم مطالبات خود را جدای از این جناح بندی ها هم پی گیری می کنند و این صدا باید به گوش شما و دوست متقلبتان برسد!

آقای چاوز شما عادت دارید و این از صفات پسندیده ی شماست که به سران دیگر کشورها کتاب معرفی می کنید و آنان را به آگاهی بیشتر دعوت می کنید.ما هم شما را به مطالعه ی بیشتر درباره ی تاریخ ایران و پی گیری دقیق تر اخبار ایران دعوت می کنیم.شاید آقای "آلن وودز" را بشناسید.او یکی از دست اندرکاران کمپین بین المللی«دست ها از ونزوئلا کوتاه!» بوده و اکنون بهتر است به مقالات ایشان درباره ی جنبش آزادی خواهانه ی مردم ایران توجه کنید تا چنین وقیحانه جنبش مردم ایران را به امپریالیزم نسبت ندهید و چنین شرم آورانه به اظهار همدردی با یک متقلب- ملایم ترین صفتی که ادب اجازه ی عنوان کردنش را می دهد- نپردازید.

2 نوشته شده در  دوشنبه 8 تیر1388ساعت   توسط سرویس خبری  | 

استفراغ خون بر آسفالت خیابان




هژیر پلاسچی

هرگز فراموش
نخواهد شد. هیچ کدام ما هرگز صحنه‏یی را که دختری در مقابل چشمانمان روی آسفالت داغ خیابان جان داد، فراموش نخواهیم کرد. ندا با چنان مرگی در عرض چند ساعت از «ندا صالحی آقاسلطان» برکنده و به ندای جنبش مردم ایران تبدیل شد. ندایی فراتر از ندا، فراتر از هر من دیگری، ندایی که امروز معنای «ما» دارد. ندایی که اینک حتا شناخته شده‏تر از میر حسین موسوی و محمود احمدی‏نژاد است.
این روزها بارها خوانده می‏شود که ندا یکی از آن ده‏ها نفری است که در روزهای پیش و به ویژه در آن شنبه‏ی نکبتی بر خاک افتادند. کسانی که این را می‏نویسند و می‏گویند فراموش می‏کنند هر جنبشی نمادهای خود را برمی‏گزیند و هیچ رهبر فرهیخته و سازمان پیشتاز و رسانه‏ی معتبری نمی‏تواند نمادی را به جنبش تحمیل کند. جنبش مردم ایران به عنوان ارگانیسمی زنده و تاکنون پویا به خودی خود ندا را به عنوان نماد جنبش برگزیده است.
این‏که هر جنبشی چگونه نمادهایش را برمی‏گزیند به این نوشته ربطی ندارد. این نوشته می‏خواهد آشکار کند که از قضا ندا نمادی است که خصلت‏های جنبش مردم ایران را نشان می‏دهد. ندا مناسب‏ترین نماد است.
ندایی که زن است
بگذارید یک بار دیگر آن صحنه را نگاه کنیم. همان چند دقیقه‏یی را که ندا گلوله می‏خورد، روی زمین می‏افتد و با چشمان باز جان می‏دهد. بگذارید نگاهمان را از ندا آغاز کنیم. از همان دور هم پیداست ندا که حالا می‏دانیم ندا صالحی آقاسلطان نام دارد، زن است. این در واقع اولین چیزی است که از صحنه می‏فهمیم. از دور زنی را می‏بینیم که روی زمین می‏افتد و دوربین با نزدیک شدن به واقعه و چرخ زدن دور سر آنکه روی زمین افتاده است، انگار بخواهد این را هی به ما نشان بدهد. زنی که در حال جان دادن است.
زن بودن ندا، همان ندایی که اینک به نماد جنبش مردم ایران تبدیل شده است، تاریخ مذکر ما را بر هم می‏زند. تاریخ مردان مبارز. دیگر نمی‏توان خواند: «کاری‏ست بزرگ مرد می‏باید بود». دیگر نمی‏توان شعار داد: «می‏کشم می‏کشم آنکه برادرم کشت». آن کسی که در مقابل چشمان ما جان می‏دهد مرد و برادر نیست. ندا زن است.
ندا اما به این دلیل مناسب‏ترین نماد برای جنبش مردم ایران است که نشان می‏دهد زنان ایران هم در خیابانند. آنها به خاطر مردانشان به خیابان نیامده‏اند. آمده‏اند که حضور خودشان را به رخ بکشند. ما این را در تصویرهای دیگر هم دیده بودیم. دیده بودیم که تعداد زنان چقدر زیاد است. دیده بودیم که زنان ماموران سرکوب را کتک می‏زنند. دیده بودیم که زنان قلوه سنگ در دست دارند. دیده بودیم که زنان نه در صف‏های جداگانه مانند انقلاب 57، بلکه شانه به شانه‏ی مردان در جنبش حضور دارند. نماد ندا چنین معنایی دارد. تاریخ مذکر بهم ریخته است و جنبشی که دیگر مردانه نیست نماد خود را برگزیده است. ندایی که می‏دانیم زن است.
ندایی که جوان است
دوربین _ چشم ما که به ندا نزدیک‏تر می‏شود، دومین مشخصه‏ی ندا را هم می‏فهمیم. ندا که حالا می‏دانیم ندا صالحی آقاسلطان است و زن است و متولد 1361 است، جوانی‏ست که در مقابل چشمان ما جان می‏دهد. ندا نماینده‏ی نسلی است که در انقلاب 57 نقشی اجتماعی نداشت. یا دوران کودکی را می‏گذراند یا قرار بود در آن سال‏های ملتهب متولد شود.
ما پیش از این هم در فیلم‏ها و تصویرها دیده بودیم که نسل ما در خیابان است. و اینجا در تبعید هم از نزدیک می‏دانیم که نسل ماست که خیابان‏های جهان را در دفاع از جنبش مردم ایران قرق کرده است. نه آنکه نسل پیش، نسل آنهایی که انقلابشان مصادره شد نباشند اما نسل ماست که در خیابان‏ها در سرنوشت خود دخالت می‏کند و آنچه را که برایش رقم زده‏اند، بر هم می‏زند.
چنین است که نماد ندا بازگو کننده‏ی یکی دیگر از خصلت‏های جنبش مردم ایران است. نماینده‏ی نسلی که برای تغییر زندگی خود بر آسفالت داغ خیابان جان می‏دهد. ندا نماد جوانانی است که تاکنون قرار بود به مثابه‏ی شاگردان مدرسه بیاموزند و اینک می‏آموزانند. ندا نماد جوانی دخالت ماست.
ندایی که مردم است
بگذارید صحنه را از نزدیک‏تر نگاه کنیم. ندا که حالا می‏دانیم ندا صالحی آقاسلطان است و زن است و متولد 1361 است، لباسی معمولی به تن دارد. شلوار جین و مانتویی به رنگ معمولی‏ترین مانتوهایی که دختران ایرانی می‏پوشند. ندا هیچ نشانه‏یی را با خود حمل نمی‏کند. نه مچش را با پارچه‏یی سبز بسته است، نه پلاکاردی در دست دارد و نه عکس کسی را روی تن‏پوشش چسبانده است.
ما، کسانی که آن صحنه را نگاه می‏کنیم نمی‏دانیم ندا به چه کسی رای داده است. به موسوی؟ به کروبی؟ یا اصلن شاید رای نداده است. به گمان من یافتن پاسخی به این سوال مهم نیست. درست چنین خصلتی است که ندا را به نماد مناسبی برای جنبش مردم ایران تبدیل می‏کند. مردمی که امروز در خیابانند به موسوی رای داده‏اند، به کروبی رای داده‏اند و یا به هیچ ‏کسی رای نداده‏اند.
دوست پسر یا به زبان سنتی ایرانی «نامزد» ندا در مصاحبه‏یی گفته است: ندا برای آزادی به خیابان آمده بود. وسیع‏ترین توده‏های مردم که این روزها در خیابانند نیز برای آزادی به خیابان آمده‏اند. آنها رای دادند تا آزاد باشند، رای ندادند تا آزاد باشند و اینک به خیابان آمده‏اند تا آزاد باشند. ندا یکی از مردم است. ندا مردم است.
ندا به مثابه‏ی اثر هنری
اگر کمی نگاهمان را از روی ندا برداریم و کل صحنه را ببینیم، می‏توانیم بفهمیم که بسیاری از خصلت‏های هنر انقلابی و معترض را می‏توان در همین فیلم کوتاه چند دقیقه‏یی ردگیری کرد. دوربینی که مانند دوربین سینمای نئورئالیستی روی دست به صحنه‏ی واقعه نزدیک می‏شود و ثبت واقعیتی عریان. آن صحنه‏یی که خون توی کاسه‏ی چشم ندا شره کرد برای من یادآور سینمای سوررئالیستی و به ویژه قاچ خوردن چشم در سگ آندلسی لوییس بونوئل بود.
تصویر ندا، تصویری است که اگر حرکتی نداشته باشد می‏تواند به تابلوهای فریدا کالو شبیه باشد و از نگاتیو کردن آن یک گرافیتی بی بدیل به دست می‏آید. پیام این فیلم کوتاه واضح و مستقیم است. یکی از ویژه‏گی‏های جنبش مردم ایران این بوده است که هنرمندان را به صدور پیام‏های مستقیم واداشته است. در دورانی که جنبش هر روز زیر باران تیر و مرگ ادامه دارد، فرصت دست یازیدن به پوشیده‏گویی نیست. چنین است که گوگوش در ابتدای ویدئوی موزیک خود سخنرانی می‏کند، داریوش در تجمع پاریس شرکت می‏کند و برای تجمع برلین پیام می‏فرستد و حتا یدالله رویایی که چند روز پیش مردمی را که در خیابانند به گوسفند تشبیه کرده بود برای ندا شعر می‏گوید.
صحنه‏ی کشته شدن ندا هرچند دلخراش است اما نمادی است از صحنه‏هایی که باید این روزها دید. ندیدن این صحنه‏ها سرتافتن از واقعیت است. ندا نماد آن صحنه‏یی است که این روزها باید نوشت و سرود و آفرید.
ندایی که واقعی است
این روزها بارها و بارها وزارت اطلاعات و امور خارجه‏ی جمهوری اسلامی اعلام کرده‏اند: صحنه‏ی قتل ندا ساخته‏گی بوده است. آنها می‏خواهند مانند همه‏ی این سال‏ها واقعیت را لاپوشانی کنند. به رغم این تلاش احمقانه اما همه‏ی ما آن صحنه را دیده‏ییم.
ندایی که حالا می‏دانیم ندا صالحی آقاسلطان است و زن است و متولد 1361 است و لباسی معمولی به تن دارد و برای آزادی به خیابان آمده بوده است، با چشمانی که با بهت به آسمان خیره شده است جان می‏دهد. ما هم در این بهت با ندا شریکیم. هم ما و هم آن کسانی که در صحنه حضور دارند و ما می‏شنویم با فریادهای «بمون ندا!» و «ای خدا» تلاش می‏کنند واقعیتی را که در حال رخ نمودن است پس بزنند.
آری باید نوشت رخ نمودن و نه رخ دادن چرا که پیش از این هم بارها شنیده بودیم که کسانی در اعتراض‏های خیابانی به نظم استبدادی مسلط با گلوله‏ی مستقیم کشته می‏شوند. از اعتراض‏های شهریار و زورآباد و صفرآباد شنیده بودیم. از 18 تیر 78 شنیده بودیم. از آذربایجان و کردستان و خوزستان و بلوچستان و ترکمن صحرا شنیده بودیم. از خاتون‏آباد شنیده بودیم. اما این بار واقعیت به شکلی سبعانه در مقابل ما رخ نموده است.
حالا باید باور کنیم اینها واقعی است. ما قتل ندا را با چشم‏های خودمان دیده‏ییم و هیچ امنیت‏خانه و وزارت امور خارجه‏یی نمی‏تواند به چشم‏های ما دروغ بگوید. ندا نمادی از واقعیت است. ندا خود واقعیت است.
و بیرقی بلند که به کف داشت
قتل ندا و خصلت‏های نمادین آن مرحله‏یی از جنبش مردم ایران را هم نشان می‏دهد. اگر پس از آشوویتس نوشتن و فکر کردن همچون سابق غیرممکن باشد، پس از دیدن قتل ندا مبارزه همچون سابق غیرممکن است. ندا درست آن نقطه‏یی است که دیگر پس از آن قرار نیست رای کسی پس گرفته شود. آن نقطه‏یی است که یا به پیروزی بزرگی منجر خواهد شد یا به سرکوبی تمام عیار و خون‏آلود. پس از ندا دیگر هیچ بازگشتی در کار نیست. ندا بر آن نقطه‏یی جان داد که باید از آن پیشتر رفت. تغییر در دستور کار جامعه است و ندا نماد آن است که آزادی با تمنا به دست نمی‏آید.
ندا به خیابان آمد و به خانه بازنگشت. دیگر همه‏ی راه‏ها برای بازگشت به خانه مسدود است. اگر مبارزه برای آزادی از این پس هم سال‏ها طول بکشد دیگر مبارزه به شیوه‏های نولیبرال زده‏ی پیشین غیرممکن است. مسیر یک طرفه‏یی‏ست: یا مرگ یا آزادی.
2 نوشته شده در  دوشنبه 8 تیر1388ساعت   توسط سرویس خبری  | 

بیانیه شماره 1 کمیته صیانت از حقوق شهروندی

کمیته صیانت از حقوق شهروندی:

نرگس ترد بیابانی عاقبت بر تو و بیداد تو خواهد شورید

روزهای سختی را می گذرانیم روزگاری که در آن مرز میان حق و باطل بس لرزان و لغزنده است.

در پی حوادثی که از روز شنبه 23 خرداد در بحبوحه ی نبرد بر سر قدرت در قامت خدمت از سوی عده ای قلیل که سودای خودکامگی در سر می پرورانند بر عده ای کثیرتحمیل شد و در پی آن ساز و برگ های سرکوبگر دولت فرصت خودنمایی یافتند که ما حصل آن کشتارها و بازداشت های فله ای بود, عده ای از فعالین دانشجویی و حقوق بشری اقدام به تاسیس کمیته ای نمودند در جهت شناسایی کشته شدگان , مفقودین و مجروحان و پیگیری وضعیت زندانیانی که خواسته یا ناخواسته مغضوب دولت گشته اند و محبوس در ناکجا آباد.

کمیته با اعتقاد به این فرضیه که حوادث پیش آمده جریانی از پیش تنظیم شده در راستای تصفیه نظام از هرگونه منتقد است و ظاهرا خون عده ای را در این راه ریختن بلامانع است و با داشتن این دیدگاه که جریان حاضر با گذشت زمان شامل فراموشی می شود و در این صورت باز مایییم که هیچ نمی دانیم از سرنوشت زندانیانمان و باز ماییم که هیچ نداریم برای آیندگانمان از اسامی دوستانمان که خونشان به ناحق ریخته شد و در جهت تنویر افکار عمومی و اطلاع رسانی جز به جز وقایع فعالیت خود را آغاز می نماید.

بدیهی است کمیته جز با کمک عموم مردم بر هدف خویش نائل نمی شود که اگر جز این باشد ما را بس که هشدار دهند مراقب باش در نبرد با هیولا خود تبدیل به هیولا نشوی .

بدین شرح از کلیه عزیزانی که در جریان اتفاقات اخیر از نام و نشان کشته شدگان , مفقودین , مصدومین و بازداشت شدگان مطلع هستند دعوت به عمل می آید تا با همیاری خود مانع از پایمال شدن حقوق دوستانمان بشوند.

کمیته صیانت از حقوق شهروندی

6/4/88

2 نوشته شده در  یکشنبه 7 تیر1388ساعت   توسط سرویس خبری  | 

محمد صیادی و بیتا صمیمی زاد بازداشت شدند

محمد صیادی از فعالین با سابقه چپ دانشگاه بو علی همدان و دبیر سیاسی سابق انجمن این دانشگاه در  روز 5 شنبه 4 تیربازداشت شد. وی که در تابستان گذشته نیز مدتی را در بازداشتگاه اطلاعات به سر میبرده است، در زمستان گذشته با حکم 6 سال و نیم زندان تعزیری مواجه گشت که پس از اعلان درخواست تجدیدنظر از سوی وکیلش آقای دکتر شریف، به 2 سال و نیم حبس تعزیری کاهش یافت.

بیتا صمیمی زاد، از فعالان چپ دانشگاه امیرکبیر و مترجم، در روز شنبه 30 خرداد در حوالی پارک لاله بازداشت شد. وی در سال 86 نیز نزدیک 50 روز را در بند 209 اوین به سر برده بود و به تازگی از سوی کمیته انظباطی دانشگاه به دو ترم تعلیق از تحصیل محکوم شده بود.

2 نوشته شده در  جمعه 5 تیر1388ساعت   توسط سرویس خبری  | 

کاوه مظفری پس از ۵۴ روز از بند اوين آزاد شد

 کاوه مظفری فعال جنبش زنان و از اعضای کمپين يک ميليون امضا پس از ۵۴ روز از به قيد وثيقه ۵۰ ميليون تومانی از زندان اوين آزاد شد.

کاوه مظفری روز ۱۱ ارديبهشت در تجمع روزجهانی کارگر بازداشت شده بودو مدت ها مورد بازجويی قرار داشت.

2 نوشته شده در  جمعه 5 تیر1388ساعت   توسط سرویس خبری  | 

دستگیری 70 نفر از اساتید دانشگاه

70 نفر از اساتید عضو انجمن اسلامی مدرسان دانشگاه های کشور دستگیر شدند.

به گزارش «کلمه»، عصر امروز مهندس میرحسین موسوی جلسه ای با اساتید عضو انجمن اسلامی مدرسان دانشگاه های کشور داشت که بعد از این دیدار 70 نفر از افراد حاضر در جلسه دستگیر شدند.
درباره مکانی که این اساتید دانشگاه را به آنجا منتقل کردند اطلاعی در دسترس نیست.
2 نوشته شده در  پنجشنبه 4 تیر1388ساعت   توسط سرویس خبری  | 

آزادی جعفر عظیم زاده و غلامرضا خانی

روز دوشنبه ساعت 19 و 30 دقیقه جعفر عظیم زاده رئیس هیئت مدیره اتحادیه آزاد کارگران ایران و غلامرضا خانی کارگر عضو سندیکای شرکت واحد که در روز یازدهم اردیبهشت روز جهانی کارگر، در پارک لاله تهران دستگیر و زندانی شده بودند، پس از 53 روز بازداشت با قرار وثیقه از زندان آزاد شدند. جمعیت زیادی از فعالین کارگری و کارگران مراکز مختلف به استقبال آزاد شدگان رفته بودند که از جمله می توان به حضور کارگرانی از صنایع فلزی و لاستیک البرز اشاره کرد. هم چنین سعید یوزی دیگر کارگر بازداشت شده در اول ماه مه روز سه شنبه با سپردن وثیقه تعیین شده از بند رها می گردد. آزادی این کارگران و دیگر کارگرانی که در روزها و هفته های گذشته از زندان آزاد شدند، درپی تلاش های خستگی ناپذیر خانواده های بازداشت شدگان، تشکل های داخلی و نیز حمایت های بین المللی کارگری صورت می گیرد.
اتحادیه آزاد کارگران ایران ضمن تبریک به تمامی خانواده های کارگران آزاد شده، عموم کارگران و نیز تمامی نهادها و تشکل ها و افرادی که در طی این مدت برای آزادی کارگران دربند تلاش نمودند، از کوشش های آنان قدردانی می نماید و دست یکایک آنان را می فشارد.
اتحادیه آزاد کارگران ایران
1 تیر 88

2 نوشته شده در  چهارشنبه 3 تیر1388ساعت   توسط سرویس خبری  | 

پیام سعید یوزی، فعال کارگری دربند پس از آزادی از زندان

سعید یوزی، پس از 55 روز بازداشت در روز سه شنبه،2 تیر یا قرار وثیقه 50 میلیون تومانی از زندان اوین آزاد شد و با استقبال پرشور فعالین کارگری مواجه گشت. وی پیامی را پس از آزادی از زندان نگاشته است که در زیر میخوانیم:

پیام سعید یوزی:دنیا را من ساختم و با دست خود پرداختم… اما از زمین تا آسمان…. نه نان دارم و نه آزادی

پیام سعید یوزی:دنیا را من ساختم و با دست خود پرداختم… اما از زمین تا آسمان…. نه نان دارم و نه آزادی…

بگذارید از صمیم قلب تمامی آن عزیزانی که چه به شکل فردی و چه به صورت تشکل و نهادهای گوناگون، ما را مورد حمایت مادی و معنوی خود قرار داده‌اند، قدردانی عمیق و رفیقانه خود را تقدیم‌شان کنم.

رفقای هم سرنوشت و خانواده‌های کارگری، اگر چه ما جمعی از کارگران اول ماه مه به طور غیر انسانی و در شرایط بسیار سخت دستگیر و زندانی شدیم، اما دخالت به موقع و پر شور شما در سطح داخلی و جهانی قوت قلبی برای ما بود که دیگر آثار آن سختی را در خود حس نکنیم.
بر یکایک شما درود می‌‌فرستم.
در زندگی‌ام همیشه مدیون محبت‌های شما یاران ارجمندم، بوده‌ام…
نباید از آن گذشت، خود و فرزندانم همیشه با حسن نیت و از خود گذشتگی شما مردم عزیز تهران، کرج، کرمانشاه، کردستان، آذربایجان و… که در حق زندگی ما ایفاء نموده‌اید… صحبت کرده و مدیون محبت‌های شما عزیزان هستیم…
این ارزشمندترین داستان زندگی ما بوده و هست. امیدوارم شایسته این همه احترام و انسانیت باشم…
نوشته‌ام را با پیام یک دوست کارگر به پایان می‌‌برم که به مناسبت اول ماه مه برایم فرستاده بود…
بگذار بگویم سخنم را،
گل بوته‌های چمنم را
آخر
دنیا را من ساختم و با دست خود پرداختم
اما از زمین تا آسمان
نه نان دارم و نه آزادی

با احترام سعید یوزی
۳ تیرماه ۱۳۸۸

2 نوشته شده در  چهارشنبه 3 تیر1388ساعت   توسط سرویس خبری  | 

بیانیه دوم کانون نویسندگان ایران درباره ی رویدادهای خونین اخیر
به خواست مردم برای آزادی گردن نهید!

کانون نویسندگان ایران روز دوم تیرماه سال جاری بیانیه ای انتشار داد و در آن خواهان پایان دادن به کشتار مردم و محاکمه ی عاملان کشتارها، به رسمیت شناخته شدن حق اجتماعات مسالمت آمیز، پایان اشغال نظامی تهران و سایر شهرها و برچیده شدن بساط سانسور گردید. متن این بیانیه در زیر آمده است:



مردم شریف و آزاده!
طی نزدیک به دو هفته‌یی که از اعلام نتیجه‌ی انتخابات ۲۲ خرداد ٨٨ می‌گذرد، ده‌ها تن از مردم بی‌گناه بر اثر یورش وحشیانه‌ی نیروهای سرکوب‌گر به قتل رسیده‌اند. افزون بر این، شمار بسیار بیش‌تری مجروح و بازداشت شده‌اند. کانون نویسندگان ایران بی‌آن‌که بخواهد وارد بحث ماهیت انتخابات و درستی یا نادرستی شرکت در آن شود بنا بر منشور و اساسنامه‌ی خود از آزادی بیان بی هیچ حصر و استثنا برای همه مردم و معترضان و سرکوب‌شدگان، صرف‌نظر از عقاید سیاسی آنان، پیگیرانه دفاع می‌کند و، ضمن محکوم کردن کشتار سازمان‌یافته‌ی مردم حق‌طلب ایران و تسلیت و همدردی با خانواده‌های بازماندگان و مردم داغ‌دیده، خواهان آن است که:
۱. به حمله‌ی وحشیانه به تظاهرات و راه‌پیمایی آرام و مسالمت‌آمیز و متمدنانه‌ی مردم پایان داده شود.
۲. اسامی همه کشته‌شدگان، مجروحان و دستگیر‌شدگان اعلام، و بازداشت‌شدگان بی قید و شرط و بی‌درنگ آزاد شوند.
٣. امکان برگزاری آزادانه‌ی مراسم بزرگ‌داشت جان‌باختگان راه آزادی فراهم آید.
۴. سانسور خبری مطبوعات و رسانه‌ها هر چه زودتر برچیده شود.
۵. به اشغال نظامی تهران و دیگر شهر‌های کشور پایان داده شود.
۶. آمران و عاملان کشتار مردم معرفی، محاکمه و مجازات شوند.

بساط سرکوب را برچینید!
مردم حق‌طلب و آزادی‌خواه را اراذل و اوباش و آشوب‌گر نخوانید!
به خواست مردم برای آزادی گردن نهید!

کانون نویسندگان ایران
۲/۴/٨٨

2 نوشته شده در  چهارشنبه 3 تیر1388ساعت   توسط سرویس خبری  | 

نامه‌ی سرگشاده‌ گروهی از متفکران دنیا به حکومت ایران

گروهی از اندیشمندان برجسته‌ی معاصر جهان در بیانیه‌ی خود به سخنرانی آیت‌الله خامنه‌ای در نماز جمعه انتقاد کرده و خواهان تضمین حق آزادی مردم ایران برای گردهمایی، دسترسی به مطبوعات و آزادی بیان شده‌اند.سخنرانی آیت‌الله خامنه ای در نماز جمعه‌ی روز ۲۹ خرداد ۱۳۸۸ واکنش و انتقاد جمعی از برجسته‌ترین متفکران دنیا را به دنبال داشت.
پیتر هالورد Peter Hallward، فیلسوف مشهور و استاد دانشگاه میدل اسکس لندن، و آلبرتو توسکانا Alberto Toscano، جامعه‌شناس و استاد کالج گلد اسمیتس، در نامه‌ی سرگشاده‌ای به تاریخ ۱۹ ژوئن ۲۰۰۹ به سخنرانی آیت‌الله خامنه‌ای با دیدی انتقادی برخورد کرده‌اند. آیت‌الله خامنه‌ای در سخنرانی نماز جمعه به تظاهرکنندگان به خاطر "اعمال غیر قانونی" آنها هشدار داده و آنان را مسئول خشونت‌های آتی دانسته بود.
این نامه‌ی سرگشاده را از جمله ژاک رانسیر، فیلسوف فرانسوی، جورجو آگامبن فیلسوف ایتالیائی و استاد دانشگاه در ونیز، اسلاوی ژیژک، النکا زوپانچیچ و اتین بالیبا، امضا کرده‌اند.
امضا‌کنندگان این نامه تائید می‌کنند که استدلال‌های آیت‌الله خامنه‌ای برای آنها و کلا علاقمندان به سیاست کنش جمعی، ناآشنا نیست «چرا که بر منطقی متکی است که اولیای امور با اتکاء بدان از فرانسه‌ی ۱۷۸۹ گرفته تا خود ایران ۱۹۷۹ به مخالفت با عظیم‌ترین جنبش‌های مردمی عصر جدید برخاسته‌اند». در بیانیه‌ی این اندیشمندان همچنین آمده است: «شکل‌گیری این جنبش‌ها بدین واسطه بود که اصل را بر این می‌گذاشتند که حاکمیت متعلق به خود مردم است نه دولت یا نمایندگان‌اش».
امضا‌کنندگان این نامه استدلال‌های آیت‌الله خامنه‌ای در سخنرانی اخیر را بی‌اساس دانسته و در این رابطه جمله‌ای از "منشور آزادی" سال ۱۹۵۵ مبارزان (ا ن سی) ANC در آفریقای جنوبی را ذکر می کنند که می گوید: «هیچ دولتی نمی‌تواند ادعای اقتدار کند، مگر آن‌که این اقتدار بر اراده‌ی تمامی ملت متکی باشد».

2 نوشته شده در  سه شنبه 2 تیر1388ساعت   توسط سرویس خبری  | 

تشييع پيكر يكي از دانشجويان كشته شده در كوي دانشگاه تهران در ياسوج
جمعه 29 خرداد ماه ساعت 10 صبح ، مردم در يكي از روستاهای ياسوج، در حال تشييع پيكر ناصر امير نژاد، دانشجوي دكتري هوا فضا و یکی از چند دانشجوی جانباخته در حادثه 25 خرداد، كه در كوي دانشگاه كشته شده اند، هستند.

این در حالی است که فرهاد رهبر، رئیس دانشگاه تهران منکر کشته شدن دانشجویان در کوی دانشگاه تهران شده است.

2 نوشته شده در  دوشنبه 1 تیر1388ساعت   توسط سرویس خبری  | 

روز جهانی پناهندگان و آوارگان

کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل متحد به مناسبت روز جهانی پناهندگان (۲۰ ژوئن) در گزارش خود به زندگی ناگوار ۴۲ میلیون پناهنده و آواره در سراسر جهان اشاره می‌کند.

بنا به آمار سازمان ملل متحد، دو سوم این پناهندگان در کشورهای خود مجبور به ترک خانه و کاشانه شده و در قرارگاه‌های آوارگان زندگی می‌کنند. اما حدود ده میلیون نفر از آنان در دیگر کشورهای جهان به عنوان پناهنده در جستجوی زندگی جدیدی برآمده‌اند.

این آمار مربوط به سال ۲۰۰۸ میلادی است، و در آن تعداد آوارگان جدید از کشورهای پاکستان و سومالی و سریلانکا منظور نشده است.

کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل به یاری شخصیت‌ها و هنرمندان مشهور، نظیر آنجلینا ژولی، می‌کوشد، توجه جهانیان را به سرنوشت پناهندگان وآوارگان معطوف سازد.

به گفته‌ی آنتونیو گوترز، کمیسر سازمان ملل متحد، ۸۰ درصد پناهندگان و ‌آوارگان در کشورهای در حال توسعه به سر می‌برند. اغلب آنان مدت‌های مدیدی بدون امید به بازگشت مجبور به اقامت در مناطق دیگر هستند.

بیشتر پناهندگان در حال حاضر از کشورهای افغانستان و عراق هستند. ۴۵ درصد پناهندگانی که از سوی سازمان ملل کمک‌های مستمر دریافت می‌کنند، شامل این دو کشور می‌شوند.

پاکستان با ۸/ ۱ میلیون، سوریه با ۱/ ۱ میلیون و ایران با یک میلیون پناهنده به ترتیب مهم‌ترین کشورهای میزبان برای آوارگان افغانی و عراقی به شمار می‌آیند.

کمیسر سازمان ملل یاد‌آور می‌شود که در شرایط دشوار کنونی، باید برای تامین حداقل نیازهای آوارگان و پناهندگان تلاش بیشتری کرد. وی اعتراف می‌کند که سازمان ملل در اغلب موارد قادر به تامین امنیت، سرپناهی مناسب یا غذا و کمک‌های پزشکی برای آوارگان وپناهندگان نیست.
2 نوشته شده در  یکشنبه 31 خرداد1388ساعت   توسط سرویس خبری  | 

تحصن برای آزادی

پس از وقایع اخیر کوی‌دانشگاه و اعلام تحصن اساتید در مسجد دانشگاه ما هم‌چون باقی دوستان‌مان رفتیم که به ضرب و شتم و جنایت علیه حریم خصوصی دانشجو متعرض شویم اما تنها شعارهایی شنیدیم که شنیدن‌شان خوش است، آن‌قدر شوری این آش زیاد بود که بسیج اساتید و رئیس فرمایشی دانشگاه هم محکومش کردند بنابراین تنها محکوم کردن و شعاردادن به نظر کافی نمی‌آید، اعلام مرحله‌ای بودن و محدود بودن تحصن نشانه‌‌ای است از آ‌ن‌‌هایی که منتظر همراهی‌شان بودیم که این تحصن بیش‌تر به جلوه‌ی در انظار عام شبیه است تا نیل به خواسته‌های به حق ما، بنابراین با همه‌ی احترامی که برایشان قائلیم و همبستگی با ایشان در تحصن زمان‌دار و محدودشان، اعلام تحصن نامحدود به صورت شبانه‌روزی از تاریخ سی ام خرداد هشتاد و هشت تا حصول به نتیجه و رسیدن به آزادی می‌کنیم.

سنگر ما چمن‌های حیاط دانشکده‌ی هنرهای زیبا و سنگ‌فرش آن است و برای بست‌نشینی‌مان به هیچ‌نیرویی بیرون از دانشگاه چشم امید نداریم. سیاسیون و عقلا اگر امام‌زاده‌ای بودند گره از کار خود می‌گشودند اما این به معنای آن نیست که دست‌های کمک‌رسان را پس بزنیم. ما دانشجویان هنرهای زیبای دانشگاه تهران بدون احساس مالکیت این تحصن هر استاد و دانشجویی را در هر کجای این کشور به جمع‌مان دعوت می‌کنیم تا به حصول نهایی که آزادی است برسیم. خواسته‌های این تحصن.

اول، اعلام اسامی کامل بازدشت‌شدگان، آزادشدگان، مضروبین در بازداشت و شهدای احتمالی حمله به کوی.

دوم، عذر‌خواهی رئیس نالایق وقت دانشگاه فرهاد رهبر از دانشجویان و برکناری‌‌اش که با همه‌ی ادعاهای اطلاعاتی حتا نمی‌تواند آماری از زخمی‌ها و کشته‌گان احتمالی کوی بدهد.

سوم، خلع ید اجرایی و محاکمه‌ی تمام آمرین و عاملین حمله به کوی دانشگاه تهران در هر پست حکومتی در اسرع وقت.

چهارم، قصاص حق است و چشمی در برابر چشم یا دندانی جای دندان حق شرعی دانشجویانی است که جفایی برآن‌ها رفته.

پنجم، اطلاق رسمی شهید به کشته‌گان احتمالی کوی دانشگاه از طرف مراجع ذی‌صلاح.

ششم، تصویب قوانین پیش‌گیرانه از حمله‌ی نیروهای انتظامی و شبهه نظامی به محیط‌های دانشجویی و تضمین اجرایی آن در مجلس.

هفتم، احقاق حق رای مردم در انتخابات بیست‌ودوم خرداد که حمله به کوی ناشی از مخدوش شدن همین حق بود.

جمعیت تحصن برای آزادی
دانشکده‌ی هنرهای زیبای دانشگاه تهران

2 نوشته شده در  پنجشنبه 28 خرداد1388ساعت   توسط سرویس خبری  | 

تعطيلی دانشگاه ها برای جلوگيری از اعتراض به تجاوزهای وحشيانه به دانشگاه ها

در پی چندين روز اعتراضات دانشجوئی در دانشگاه های مختلف کشور به تقلب در انتخابات دوره دهم رياست جمهوری و نيز سرکوب وحشيانه اعتراضات مسالمت آميز مردم و دانشجويان، و کشته و زخمی شدن تعدادی از دانشجويان در اصفهان و تهران، وزارت علوم در هراس از گسترده شدن اين اعتراضات تصميمات جديدی اتخاذ کرده است.

طی روزهای گذشته، در دانشگاه های مختلف کشور، از جمله دانشگاه های اميرکبير، تهران، شريف، شيراز و تبريز، با اعلام تعطيلی دانشگاه و خوابگاه ها، از دانشجويان خواسته شده تا به شهرها و خانه های خود باز گردند.

اين تصميم در حالی است که طبق برنامه از پيش تعيين شده هم اکنون فصل امتحانات دانشگاه ها است اما در بسياری از دانشگاه ها، امتحانات به تعويق افتاده است.

به گزارش خبرنامه اميرکبير، يک روز پس از وقوع حادثه کوی دانشگاه تهران، از سوی مديريت دانشگاه تهران و مديريت خوابگاه ها به دانشجويان اعلام شد که هر چه سريعتر خوابگاه ها را تخليه نمايند و در غير اين صورت مسئول مستقيم سلامتی و امنيت جانی دانشجويان خود آنان خواهند بود.

در دانشگاه پلی تکنيک نيز امتحانات دانشجويان يک هفته به تعويق افتاده است. تعويق امتحان ها در حالی صورت گرفته است که بسياری از دانشجويان از اين مساله مطلع نبودند و طی روزهای گذشته پس از مراجعه به دانشگاه انتظامات دانشگاه به دانشجويان مقطع کارشناسی حتی اجازه ورود به محوطه دانشگاه و يا مراجعه به دفتر آموزشی دانشکده ها را نداده است.

در دانشگاه شريف خوابگاه ها و دانشگاه ها تعطيل شده است. بر اساس برنامه دانشگاه شريف، خوابگاه های اين دانشگاه از شنبه ۳۰ خرداد ماه الی هفت تير ماه تعطيل خواهد بود و تنها دانشجويان دکتری می توانند از خوابگاهها استفاده کنند.

دانشگاه های تبريز و شيراز نيز از ۳ روز گذشته حالت نيمه تعطيل به خود گرفته اند و مسئولين دانشگاه از دانشجويان خواسته اند که ظرف ۴۸ ساعت خوابگاه های خود را ترک کنند.

اما با وجود اعلام تعطيلی، دانشجويان و کارمندان و اساتيد از دانشگاه های مختلف تهران، طی روزهای سه شنبه و چهارشنبه با تحصن در مقابل مسجد دانشگاه، اعلام کرده اند که تا زمان مشخص شدن عاملان جنايت کوی دانشگاه تهران به اعتراضات خود ادامه خواهند داد.

نکته جالب توجه در اين ميان موضع گيری فرهاد رهبر رئيس دانشگاه تهران است. وی روز گذشته در پاسخ به درخواست های مکرر اساتيد و دانشجويان دانشگاه تهران، مبنی بر استعفای وی اعلام کرده است که از سمت خود استعفا نخواهد داد تا بتواند بهتر وضعيت دانشجويان را پيگيری کند.

فرهاد رهبر در حالی از مشخص شدن هويت عاملان فاجعه کوی دانشگاه تهران سخن می گويد که چندين سال در سمت معاونت وزير اطلاعات ايفای نقش کرده و به خوبی به ماهيت نيروهای لباس شخصی که به صورت سازماندهی شده به دانشگاه ها حمله می کنند، آگاه است. وی در دولت نهم و با ايجاد جو خفقان و سرکوب در دانشگاه تهران به رياست اين دانشگاه منصوب شد.

2 نوشته شده در  پنجشنبه 28 خرداد1388ساعت   توسط سرویس خبری  | 

عکس یکی از عوامل اصلی کشتار مردم آزادیخواه در روز دوشنبه،25 خرداد در میدان آزادی
2 نوشته شده در  پنجشنبه 28 خرداد1388ساعت   توسط سرویس خبری  |