تبليغاتX
آزادی برابری
روزنامه شرق و مجلات نامه و حافظ توقیف شدند.

ادوارنيوز: هيئت نظارت بر مطبوعات نشريات نامه و شرق را توقيف و نشريه حافظ را لغو امتياز كرد.

به گزارش خبرنگار ادوارنيوز هيئت نظارت بر مطبوعات صبح امروز روزنامه شرق را به دليل چاپ يك كاريكاتور در شماره 16 شهريور ماه و همچنين عدم توجه به نظر اين هيئت در مورد تعويض مديرمسئول اين روزنامه را توقيف كرد.

در كاريكاتور مورد اشاره با عنوان بازي از نوع ديگر كه توسط بصير عنايتي كشيده شده است صفحه شطرنجي با دو مهره اسب روبه روي هم ديده مي شود كه يكي از اين دو مهره گوشهاي درازتري دارد، عصباني و بر افروخته است و چيزي شبيه به يك نور دور سر او ديده مي شود. هيئت نظارت بر مطبوعات اين كاريكاتور را توهين به يكي از مقامات عاليرتبه نظام دانسته است.

روابط عمومي نشريه نامه نيز در نمابري به ادوارنيوز اعلام كرد كه هيئت نظارت بر مطبوعات انتشار اين ماهنامه سياسي را بنا به مصوبه 13 شهريور ماه خود متوقف ساخته و پرونده را به دادگاه ارسال كرده است.

همچنين نشريه حافظ كه ديدگاه هاي جبهه ملي ايران را منعكس مي سازد نيز به حكم هيئت نظارت بر مطبوعات لغو امتياز شده است.
بالا^^
2 نوشته شده در  دوشنبه 20 شهریور1385ساعت   توسط سرویس خبری  | 

مرگ دومین زندانی سیاسی دو در ماه اخیر
ولی الله فیض مهدوی زندانی سیاسی در گذشت

 

ولی الله فیض مهدوی دومین زندانی سیاسی است که بعد از مرگ اکبر محمدی در زندان های ایران درگذشت.وی بدلیل اعتصاب غذا دچار سکته قلبی و مرگ مغزی شد و سپس در گذشت. خاطر نشان می شود که وی به اتهام همکاری با سازمان مجاهدین خلق در زندان بسر می برد.  

2 نوشته شده در  پنجشنبه 16 شهریور1385ساعت   توسط سرویس خبری  | 

پيدا شدن سروكله جهانبگلو در خبرگزاری ايسنا
از رهائی فرج سركوهی در فرودگاه مهرآباد تا پيدا شدن سروكله جهانبگلو در خبرگزاری ايسنا

دو سئوای كه ايسنا نكرد:

1-  با لب تاپ سخنگوی دولت خاتمی چه كردی؟

2- خبرداری سرخرانقلاب مخملين را در اوكرائين برگرداندند؟

محسنی اژه ای وزير اطلاعات و امنيت برای آنكه از روی دست علی فلاحيان كپی نكرده باشد، رامين جهانبگلو را بجای آنكه مانند فرج سركوهی ببرد در فرودگاه مهرآباد رها كند، او را جلوی خبرگزاری ايسنا رها كرد. البته می توانست جلوی خبرگزاری رسمی جمهوری اسلامی "ايرنا" و يا خبرگزاری خودی "مهر" و يا حداقل جلوی خبرگزاری "فارس" او را رها كند، اما قرار بود با آبروی "ايسنا" هم بازی كنند، او را بردند آنجا رها كردند تا برود از پله ها بالا و آنچه را در فيلم اعترافات گفته، بصورت زنده در اين خبرگزاری بگويد.

 جهانبگلو درباره كودتای مخملی چيز نگفت، فقط گفت كه چندتا مقاله برای اين و آن موسسه نوشته و قرار بوده بنويسد كه بنيانگذاران آن موسسه ها مشكوك بوده اند. يعنی همان سناريوئی كه بموجب آن عباس عبدی و قاضيان و چند نفر نظرسنج عمومی را بردند زندان تا بگويند هر نظر سنجی كه كرده و منتشر كرده اند سفارت "گالوپ" و ديگر موسسات بی همه چيزی بود كه اينها نمی دانسته اند سرشان به سازمان های جاسوسی بند است.

 حكومتی كه پشت خود را به چاه های جمكران و تاسيسات آب سنگين داده، چگونه از يك مقاله و يا تحقيق ستون فقراتش می لرزد، لابد رازی است كه دارندگان علم غيب می دانند. قرار بود جهانبگلو خود را جاسوس معرفی كند و پيش تر هم مقامات اطلاعاتی و امنيتی و حتی دادستان كل كشور"دری نجف آبادی” كه تجربه اطلاعاتی هم دارد همين را گفته بود. اما وقتی جاسوس های اتمی ريز محرمانه ترين فعاليت های زير زمينی را به وزارت دفاع امريكا رسانده و اين وزارتخانه نيز برای آنكه افشاگری ها را "بومی” كند آنها را داده به سخنگويان سازمان مجاهدين تا آنها اعلام كنند، ادعای جاسوس گيری و اعتراف جاسوسی گرفتن از آدمی مانند جهانبگلو مضحك تر از آن بود كه مدال كشف آن را به محسنی اژه ای و دارودسته سعيد امامی و روح الله حسينيان و حسين شريعتمداری بدهند. به همين دليل گفتند برو بگو برای فلان و فلان موسسه كار می كرده اند و آن موسسه ها مشكوك بوده اند و بعدش هم بی سر و صدا برو خانه تا بلكه اين ماجرا هم مثل ماجرای عبدی و بقيه نظرسنجی ها و يا براندازان قانونی- ملی مذهبی ها- و يا اعترفات علی افشاری و... فراموش شود. تاريخ مصرف اين ماجرا هم گذشت.

 َبر جهانبگلو در اوين چه گذشت و او بموجب كدام تعهد از پله های خبرگزاری ايسنا بالا رفت و پشت حرف هائی كه زد چه واقعياتی قرار دارد، همه مانند موارد مشابه تا چندی بعد فاش خواهد شد، گرچه در آن زمان آنقدر حوادث تازه روی داده باشد كه كسی توجه به افشاگری های جديد جهانبگلو نكند. اين رويدادی تكراری در جمهوری اسلامی است.

 راستی ما اگر جای خبرنگاران خبرگزاری ايسنا بوديم از جهانبگلو می پرسيديم:
 
-         مقامات امنيتی راست می گفتند كه تو لب تاپ رمضان زاده سخنگوی دولت را دزده ايد؟ چند فروختی؟
 
-    خبرداری در اين چند وقت كه نبودی برای كشيدن روسيه به سمت خودشان لقمه بزرگی را امريكا گذاشت در سفره روسيه و سر خر انقلاب مخملی اوكرائين را برگرداندند و دولت قبل از اين انقلاب را سوارش كردند؟

2 نوشته شده در  دوشنبه 13 شهریور1385ساعت   توسط سرویس خبری  | 

اتهام جاسوسی به من تفهیم نشده است
جهانبگلو در گفت وگو با خبرگزاری دانشجویان:
اتهام جاسوسی به من تفهیم نشده است
218046.jpg
ایسنا: رامین جهانبگلو عصر چهارشنبه هشتم شهریور با حضور غیر منتظره در محل خبرگزاری دانشجویان ایران درخواست كرد در گفت وگویی آزاد، به شرح وضعیت خود و طرح برخی مسائل بپردازد.
او كه هیجان زده به نظر می رسید، بدون مقدمه و مسلسل وار گفت: «من امروز آزاد شدم. صادقانه بگویم عملا می دانستم كه وقتی قدم بگذارم منزل، از همه جای دنیا می خواهند به من زنگ بزنند. می خواستم با یك جا مصاحبه كنم و بعد آسوده باشم. خصوصا كه می خواهم مسافرت بروم. الان برنامه ام این است كه مدت زیادی را با خانواده ام بگذرانم. مقدار زیادی به آرامش احتیاج دارم و به یك فضای سبز. برای اینكه شما وقتی در زندان در یك چهار دیواری هستید حتی اگر دو هفته هم در آنجا باشید دلتان می خواهد یك جایی بروید و بدوید. مثل یك اسب سركش.»
جهانبگلو در ابتدا با این پرسش خبرنگاران ایسنا مواجه شد كه چرا به خبرگزاری دانشجویان ایران آمده است و گفت: «به خاطر اینكه قبلا دیده بودم در مطالبی كه منتشر می كردید صادقانه عمل می كردید و به هر حال بین خبرگزاری های مختلف چون ایسنا خبرگزاری دانشجویان و متعلق به قشر روشنفكری است آن را انتخاب كردم. مگر ما چند خبرگزاری داریم من فكر می كنم در انتخاب ایسنا راه درست را انتخاب كردم.»
وی در پاسخ به این نظر كه آیا بهتر نیست این گفت وگو در روزهای آتی، با فرصت و مجال بهتر و با حضور خبرنگاران دیگر رسانه ها انجام شود، خاطرنشان كرد: «كار من كار فكری و تحقیقی است. خصوصا وقتی آدم از زندان خارج می شود یا در شرایط سختی بوده عملا روحش آسیب دیده است دلش می خواهد كه آرامش داشته باشد. بنابراین اینكه آدم ترجیحا با انتخاب خودش صحبت كند، راضی تر است، تا اینكه با تماس های مكرر بخواهد به زور با دیگر رسانه ها حرف بزند. واقعا پیش خودم گفتم كه بهتر است خودم انتخاب كنم. همان طور كه گفتم می خواستم با یك جا و در اولین فرصت مصاحبه كنم.»
جهانبگلو ادامه داد: «من در مدت بازداشت، هیچ كدام از سایت ها را ندیدم. حالا باید بروم تك تك سایت ها را ببینم. خدا می داند چه چیزهایی گفتند. ببینید اصولا شخصیتی مثل اكبر گنجی یك جور آدمی است، آدمی مثل من هم آدم دیگری است. محسن كدیور هم ممكن است آدم دیگری باشد. من هیچ وقت آدم سیاسی نبودم. هیچ وقت هم فعالیت سیاسی برای دوم خرداد یا مثلا علیه دوم خرداد انجام ندادم.»
رامین جهانبگلو در ادامه درباره نحوه دستگیری خود و شرایط زندان اظهار داشت: «بنده در تاریخ ۵ اردیبهشت ماه سال جاری دستگیر شدم و اتهامی كه به بنده تفهیم شد اقدام علیه امنیت ملی كشور و ارتباط با بیگانگان بود.»
وی گفت: «من در فرودگاه دستگیر شدم. همیشه من در فرودگاه كه می آمدم پاسپورتم را چك می كردند و سئوال و جواب می كردند ولی این بار گفتند لطفا با ما تشریف بیاورید. البته هیچ برخورد خشنی نكردند.»
وی درباره وضعیت خود در زندان با بیان اینكه «به هرحال محیط زندان محیط فشار است» گفت: «به من هیچ فشار جسمی و روحی وارد نشد و از همان ابتدا بازجویی ها مودبانه بود. به من گفتند این اتهامات شما است و شما با این افراد رفت و آمد داشتید كه گفتم بله داشته ام. گفتند شما فكر نمی كنید علیه منافع ملی اقدام كردید كه گفتم من در جهت منافع ملی حركت كردم.»
وی درباره اینكه زمانی كه دستگیر شد حدس می زد به چه اتهامی بازداشت شده است، اظهار داشت: «طبیعتا می دانم كه یك سری از اتهامات را نداشتم. من نه راهزن هستم، نه تبهكار و نه قاچاقچی اما حدس می زدم كه به دلیل ارتباطم با خارجی ها است چون كنفرانس زیاد می رفتم. طبیعتا حدس می زدم به چه دلیل بازداشت شدم.» وی تصریح كرد: «بنده به دلیل ارتباط با نهادها و موسسات آمریكایی دستگیر شدم.»
جهانبگلو در توضیح اتهامی كه به وی تفهیم شده اظهار داشت: «اتهامی كه به بنده تفهیم شد اقدام علیه امنیت ملی و ارتباط با بیگانگان است. اتهام جاسوسی به بنده تفهیم نشده است. بنده در سایت هایی مطالبی می نوشتم یا درباره ایران یا درباره خاورمیانه كه مربوط به ماموران امنیتی بود كه البته این اقدامات ناآگاهانه انجام شده است.»
وی با بیان اینكه در تمام طول مدت زندان از نظر جسمی وضعیت خوبی داشته و حتی دارویی نیز مصرف نمی كرده، گفت: «در زندان برای همه چیز پزشك بود و تنها یك بار برای درد شكم به آنجا مراجعه كردم. من هیچگاه تا به حال اوین نرفته بودم و فكر نمی كردم در آنجا پزشك های مختلف وجود داشته باشد كه بیایند و به شما سر بزنند و بگویند حال شما خوب است یا خیر بنده در بند عادی نبودم، در بند اطلاعات بودم و پرونده ام نیز از طریق دادگاه انقلاب دنبال می شد. این اولین تجربه بنده از زندان بود و هیچگاه آرزو ندارم كسی به زندان برود كه طبیعتا تجربه سخت و تلخی است اما صادقانه عنوان می كنم كه تحت هیچ فشار روحی و جسمی نبودم. ماه اول برایم بسیار سخت بود زیرا به محیط عادت نداشتم و ملاقات هم نداشتم. در سه ماه بعد بنده را در سلول انفرادی گذاشتند كه در آن تلویزیون و روزنامه وجود داشت و می توانستم با خانواده ام ملاقات كنم و تماس تلفنی داشته باشم. نمی دانم كه این شرایط ویژه تنها برای من بوده است یا خیر اما این شرایطی بود كه حداقل برای زندانیانی كه در آن بند بودند وجود داشت.»
جهانبگلو با تاكید بر اینكه در بازجویی ها با وی خشونت آمیز رفتار نشده است، اظهار داشت:«بازجوها با من بسیار مودبانه برخورد كردند و هیچ برخورد نامناسبی با بنده صورت نگرفت.»
وی با بیان اینكه وكیلی اختیار نكرده است، درباره دلیل این امر گفت: «بنده با قوه قضائیه ایران چندان آشنایی ندارم اما در صحبتی كه با خانواده ام كرده بودم تصمیم بر این بود كه خودمان مسئله را حل كنیم. زیرا دقیقا نمی دانستم به چه كسی می توانم اعتماد كنم و او بتواند كارم را پیگیری كند. به خصوص كه من به عنوان متهم در بازداشت بودم. به این دلیل فكر كردم اگر خودم كار را دنبال كنم بهتر است.»
وی با ابراز بی اطلاعی از میزان وثیقه صادره برای خود، خاطرنشان كرد: «تنها می توانم بگویم كه این وثیقه سنگین بوده است، و سند دو منزل را تودیع كردیم.»
جهانبگلو ادامه داد: «خانواده بنده خیلی موافق ایجاد التهاب در جو جامعه نبودند. البته هنوز فرصت نكردم با آنها صحبت كنم، چون امروز آزاد شدم و صحبت هایی كه كردیم خانوادگی بوده و بیشتر وقتم را با دخترم گذراندم.»
وی درباره زمان برگزاری دادگاهش اظهار داشت: «به بنده اعلام نشده كه دادگاهم چه زمانی برگزار می شود و در جریان نیستم كه برای پرونده كیفرخواست صادر شده یا خیر. به من گفتند تو آزادی و وثیقه را تودیع كردیم. به بنده گفته نشده كه كیفرخواست صادر شده یا دادگاه خواهد بود یا خیر.»
جهانبگلو خاطرنشان كرد: «همسر من در ابتدای بازداشتم پیگیری هایی كرده بود اما خودشان به این نتیجه رسیدند كه بنده را آزاد كنند تا ببینند نتایج بعدی چگونه است.»
جهانبگلو در ادامه گفت كه در حال حاضر از وضعیت جسمی خوبی برخوردار است و ادامه داد: «حال و اوضاعم خوب است.»
وی با اشاره به كاهش وزن نسبی اش گفت: «به خاطر این است كه تجربه زندان نداشتم. غذایم عوض شده بود و همچنین به این دلیل كه دور از خانواده بودم. البته وضع غذا خوب بود.»
جهانبگلو گفت: «فكر می كنم اصولا در محیط زندان خیلی بد می گذرد. به قول فرانسوی ها كسی دلش نمی خواهد تعطیلاتش را در زندان بگذراند. بنابراین عملا هر كس فكر می كند بعد از اینكه از آنجا درمی آید دیگر به آنجا نرود. ولی خوب شرایط دارد، یك موقع شما درباره گوانتانامو و ابوغریب صحبت می كنید كه عملا چنین چیزی در مورد من صدق نمی كند. من درباره كسان دیگر صحبت نمی كنم ولی شرایطی كه برای من بود این بود كه از یك دوره به بعد توانستم تلویزیون نگاه كنم، روزنامه و كتاب داشته باشم و حتی چیزی بنویسم. من از آنجا تعریف نمی كنم. می گویم این شرایطی است كه برای من مهیا بود ولی می دانستم برای افراد دیگر هم مهیا است. عملا در سلول های دیگر می دیدم كه كسانی كه درازمدت قرار بود آنجا باشند دوش و توالت داشتند، تلویزیون هم داشتند.»
جهانبگلو در ادامه این گفت وگو افزود: «موضوع ارتباط من با بیگانگان از سال ۱۳۷۸ ۱۳۷۷ آغاز شد، یعنی بعد از اینكه بنده به كانادا و سپس به دانشگاه هاروارد رفتم. این اولین آشنایی من با محیط دانشگاهی آمریكا بود. بعد از آن به دانشگاه تورنتو بازگشتم و آنجا بود كه از طریق همكاران با مجله دموكراسی آشنا شدم. بعد از اینكه سه سال در دانشگاه تورنتو تدریس كردم سازمانی كه مجله دموكراسی در آن منتشر می شد به نام NED، بورسی را به بنده پیشنهاد كرد كه این بورس را گرفتم و به واشینگتن رفتم و سال ۱۳۸۰ و ۱۳۸۱ در آنجا بودم و از آنجا بود كه بحث زنجیره ای كه به دستگیری من انجامید، آغاز شد.»
وی با بیان اینكه این موسسه پول خود را از كنگره آمریكا می گیرد، خاطرنشان كرد: «این موسسه بیشتر در جهت مبارزه با كمونیسم و فروپاشی كمونیسم در اروپای شرقی درست شده بود، اما در حال حاضر سیاست خود را بیشتر بر مبنای دموكراسی در جهان قرار می دهد. بنده در آنجا بورسیه بودم و روی مسئله روشنفكران كار می كردم و بعد هم از طریق آنها با نهادهای دیگر نیز آشنا شدم و در مكان های مختلف كنفرانس دادم و باید گزارش نهایی تهیه می كردم. آنها می خواستند در این گزارش نهایی بیشتر مباحث استراتژیك مطرح شود. استراتژیك از این نظر كه بنده را هدایت كردند به این طرف كه اگر می توانید از روشنفكری در اروپای شرقی در زمان سقوط كمونیسم الگو برداری كنید و بد نیست كه بتوانید یك كار تطبیقی هم در گزارش نهایی انجام دهید. كار من هم بیشتر حالت تطبیقی پیدا كرد و در این مرحله پایان یافت ولی در حقیقت ارتباط من با موسسات آمریكایی از سال۱۳۸۱ تا ۱۳۸۵ ادامه پیدا كرد.»
وی ادامه داد: « البته دعوت هایی از سوی یك موسسه آمریكایی بود كه بورس می دهد و سخنرانی می گذارد و بنده را به چند كنفرانس و سمپوزیوم دعوت كردند و آنجا برای بنده فرصتی بود كه با افرادی از وزارت خارجه آمریكا و سایر موسسات آشنا شوم و این مدت از طریق این موسسه به یك سری از كنفرانس ها دعوت می شدم و در برخی از آنها افراد دیگری هم بودند كه یك سری از وزارت خارجه آمریكا بودند به ویژه ماموران اطلاعاتی كه در برخی از این كنفرانس ها ماموران اطلاعاتی اسرائیل و آمریكا بودند. این ارتباط مستمر از طریق این موسسه با نهادهای آمریكایی ادامه پیدا كرد تا اینكه سرانجام در یكی از كنفرانس هایی كه به اروپا رفته بودم با فردی آشنا شدم كه مشاور اسبق كلینتون و رئیس مركز صندوق آلمانی مارشال بود.»
وی افزود: «وی با كار من آشنا بود و كارهای بنده را خوانده بود و پیشنهاد كرد طرح پیشنهادی بنویسم برای یك كار تطبیقی درباره روشنفكران ایرانی و اروپای شرقی كه این طرح پیشنهادی را نوشتم و این كار را برای این كردم كه یك بورس جدید را به من پیشنهاد كنند تا اگر بشود ۶ ماه به بروكسل بروم و طرح را پیش ببرم و این سرانجام منجر به دستگیری بنده در ۵ اردیبهشت ماه شد.»
جهانبگلو تصریح كرد: «علت دستگیری من با فروپاشی نرم یا از درون ارتباط پیدا می كرد و حساسیت هم در ارتباط با دعوت از افرادی بود كه به ایران دعوت كردم. طرح پیشنهادی موسسه مارشال تحقیق تطبیقی بود در ارتباط با اینكه روشنفكران در اروپای شرقی در زمان فروپاشی كمونیسم چه نقشی داشتند و چگونه این نقش را ایفا كردند و چگونه جامعه مدنی را توانستند توانمند كنند و نتیجه آن فروپاشی بوده است و مقایسه با اینكه روشنفكران در ایران به علاوه عناصر گروه های غیر دولتی، چگونه می توانند توانمند شوند.»
وی یادآور شد: «این بحث در ایران به تقابل با دولت و حكومت می انجامید. من در این بحث به دنبال خشونت نبودم و این بحث هم مرا به اینجا كشاند. البته این طرح به دلیل دستگیری من به آنها نرسید و معلق ماند.»
وی در آسیب شناسی شرایطی كه در آن است گفت: «زنجیره ای كه در آن قرار گرفته بودم مقداری در جهت خلاف آن چیزی است كه دلم می خواست صورت می گیرد. من هیچ گاه با اینكه ۲۵ سال از عمرم را دور از ایران زندگی و تحصیل كردم، دلم نمی خواسته علیه منافع ملی و ملت ایران كاری را انجام داده باشم. مدتی كه در زندان بودم احساسم این بود كه نهادهای آمریكایی مرا در جریانی قرار دادند كه این جریان، جریانی نبوده كه من بخواهم در آن قرار بگیرم.»
جهانبگلو خاطرنشان كرد: «وقتی بحث دموكراسی در جهان مطرح می شود، دموكراسی سازی مساوی با آمریكایی سازی جهان جلوه داده می شود كه بنده با آن همیشه مخالف بودم و اینكه در چند كنفرانسی شركت كردم به معنای آن نیست كه با آن موافق بوده ام. در حال حاضر كه به گذشته نگاه می كنم حالت قربانی را پیدا كردم زیرا عملا در حلقه و زنجیره ای افتادم كه كار و هدف من نبوده است. در حقیقت یك نوع لغزش و انحراف از كار تحقیق فلسفی و روشنفكری من به سمت یك كار سیاسی صورت گرفته است. من هیچ گاه عضو هیچ گروه سیاسی نبودم و نمی خواستم باشم. همیشه كار فرهنگی را به كار سیاسی ترجیح می دادم.»
وی ادامه داد: «چون مدت ۵ سال با این نهادها ارتباط داشتم دیدم كه چگونه نتیجه كار تحقیقی بنده به یك كار استراتژیك تبدیل شده است. اساسا با این رویارویی كه در صحنه بین المللی بین آمریكا و ایران پیش آمده، آمریكا سعی می كند كه با نخبگان و فرهیختگان و محققان ما تماس گرفته و آنها را شناسایی كرده و در حلقه هایی قرار دهد و با آنها ارتباطات مستمر داشته باشد و به جاهایی بكشاند. این در زمینه های دیگر شاید شدیدتر از زمینه ای باشد كه برای من اتفاق افتاده است.»
جهانبگلو یادآور شد: «نسبت به اندیشه ای كه می خواهد بگوید اگر شما با ما نیستید پس ضد ما هستید و ما می خواهیم به شما یاد دهیم كه چگونه دموكراسی داشته باشید و اینكه چگونه در صحنه بین المللی رفتار كنید، نقد شدید دارم.»
وی در ادامه به ضعف در زمینه مدیریت روشنفكری در ایران اشاره كرد و گفت: «ما یك مدیریت پایدار و پویا در زمینه روشنفكری نداریم كه بتواند یك چیزی كه بتوان اسم آن را اندیشه ایرانی گذاشت را به یك مرحله ای برساند كه بتواند مقابل ایدئولوژی آمریكایی عرض اندام كند. روشنفكران ما راحت می توانند در دام این بیفتند كه حالا شما به كنفرانس بیایید یا این بورس را بگیرید و...»
جهانبگلو در این بخش از گفت وگو تاكید كرد كه هیچ گاه علیه امنیت ملی اقدام نكرده است. وی ادامه داد: «ارتباط با بیگانگان را داشته ام اما جنبه ای كه همیشه برای من جالب بوده جنبه روشنفكری مسئله بوده است. من همیشه كار تئوری و نظری كردم و كار سیاسی نكردم. فكر می كردم این كار تئوریك كار خیلی خطرناكی نباشد.»
وی اعلام كرد دیگر در زمینه ای كه تحقیق می كرده كار نخواهد كرد و گفت: «نه به خاطر اینكه چون زندان رفتم این احساس را می كنم. فكر می كنم از آن كاری كه همیشه دوست داشتم بكنم، انحراف و لغزشی صورت گرفته است. من فكر می كردم كار دانشگاهی انجام می دهم كه بعد متوجه شدم این نهادها بیشتر سیاسی هستند و نهادهای دانشگاهی نیستند. من الان هیچ علاقه ای ندارم كه مجدد آن طرح را ادامه بدهم. هر چند كه علاقه به فرهنگ اروپای شرقی داشته باشم اما دلم نمی خواهد نتیجه كارم این باشد كه بگویند شما علیه منافع ملی ایران عمل می كنید.»
جهانبگلو افزود: «به این نتیجه رسیدم بحث هایی كه موسسات آمریكایی می كنند و پول هایی كه خرج می شود و تماس هایی كه با نخبگان ما می گیرند و اتفاقاتی كه در خاورمیانه می افتد در مجموعه ای قرار می گیرد كه اسم آن را امپراتوری می گذارم.»
وی تصریح كرد: «انگیزه انجام این كار از طرف من شاید به دلیل جاه طلبی روشنفكری بود و یا اینكه روشنفكری باید جهانی باشد. من دلم می خواست جهانی باشم اما نه اینكه با یك مامور اطلاعاتی ارتباط داشته باشم.»
رامین جهانبگلو در پاسخ به این سئوال كه آیا سرانجام اتهام اقدام علیه امنیت ملی را پذیرفتید یا خیر، اظهار داشت: «اقدام علیه امنیت ملی را به این صورت پذیرفتم كه گفتم ارتباط با بیگانگان داشتم و در این زنجیره قرار داشتم. یعنی به این شكل كه اتهام اقدام علیه امنیت ملی را پذیرفتم منتها با این عنوان كه نمی دانستم آنچه انجام می دهم اقدام علیه امنیت ملی است.»
وی افزود: «من طرح پیشنهادی برای صندوق مارشال نوشتم. در آن طرح مقایسه تطبیقی بین روشنفكران اروپای شرقی و ایرانی كردم، بحث توانمندی جامعه مدنی و بحث فروپاشی را مطرح كردم. من در حقیقت تا لحظه دستگیری این ارتباطات را داشتم و اصلا فكر نمی كردم كه یك كار سیاسی انجام می دهم. فكر می كردم دارم یك كار روشنفكری انجام می دهم. طرحم یك طرح نظری بود. طرحی برای یك گروه سیاسی نبود. ولی می بینم نتیجه علیه آن چیزی است كه من به آن فكر می كنم یعنی عملا به عنوان آدمی كه گذشته روشن و غیر سیاسی، اجتماعی و روشنفكری در سطح جهانی دارد می بینم كه از كارهای من از نظر سیاسی سوءاستفاده شده است.»
جهانبگلو ادامه داد: « فكر می كنم لااقل بخشی از دانشگاهیان یا بخشی از عناصر جامعه مدنی ما در این خطر هستند كه آن اتفاقی كه برای من افتاد برای آنها بیفتد چون می بینم هموطنان ما در آن كنفرانس ها دعوت می شوند، به آنها بورس می دهند، نهادهای آمریكایی با آنها تماس می گیرند و به گونه ای ممكن است در این زنجیره بیفتند و این زنجیره در جهت منافع ملی و آنچه اندیشه ایرانی می توان اسمش را گذاشت، نیست.»
وی افزود: «منظورم عناصر جامعه مدنی به طور كلی است. حتی ممكن است بخشی از عناصر دولت در این جهت قرار بگیرند. من اعتقاد دارم اندیشه ایرانی و فرهیختگان ایرانی باید ارتباطشان را با جهان ادامه دهند. هنوز به بحث جهانی شدن و حضور در بسیاری از مجامع بین المللی اعتقاد دارم، ولی اعتقاد دارم یك سری راهكارهایی هم می توانیم خودمان داشته باشیم و آن راهكارها این است كه ما در حال حاضر تعامل ایجاد كنیم بین فرهیختگان داخل ایران و نخبگان ایرانی خارج از كشور و یك سری همایش های بین المللی را خودمان بگذاریم كه لازم نباشد ما به یك سری همایش های بین المللی برویم كه در آنجا چهره های جهانی را ببینیم.»
وی اظهار داشت: «در حقیقت چهره های جهانی را خودمان دعوت كنیم و به گونه ای از تمام تجربیاتی كه افرادی مثل من داشتند تجربه اندوزی كنیم.»
جهانبگلو ادامه داد: «می خواهم مطلبی درباره تجربه خودم بگویم كه چرا آدمی مثل من به سمت این نهادها می رود و دلش می خواهد بورس بگیرد خب وقتی نگذارند در دانشگاه های ایران درس بدهم همین اتفاق هم می تواند بیفتد. من از سال ۵۳ به خارج از كشور رفتم. یك دوره خیلی كوتاه یك ماه در انقلاب آمدم و بعد نبودم تا سال ۷۲. در این مدت در فرانسه بودم. من دكترایم را در فرانسه گرفتم در رشته فلسفه و تاریخ و علوم سیاسی. رشته دكترایم در فلسفه است ولی بقیه رشته ها را هم خواندم. بعد از فوت پدرم به ایران آمدم. می خواستم اینجا كار كنم. انجمن حكمت و فلسفه رفتم ولی قراردادم را فسخ كردند. دلیل روشنی هم نداشت. یك دوره ای با انجمن ایران شناسی فرانسه كار كردم. از یونسكو برای نوشتن كتاب بورس گرفتم. به هر حال ارتباطم با خارج بود و یك مدتی به كانادا رفتم و در دانشگاه تورنتو تدریس كردم. بعد هاروارد و بعد به ایران برگشتم. می خواستم تدریس كنم. به دانشگاه شهید بهشتی رفتم. یك سالی توانستم در كارشناسی ارشد درس بدهم. گفتم مرا جزء گروه فلسفه كنید ولی قبول نكردند. خیلی جالب است كه رئیس گروه فلسفه كسی بود كه خودش دكترا نداشت. مدتی هم رفتم دكترا و كارشناسی ارشد در علوم و تحقیقات درس دادم.»
وی تاكید كرد: «آسیب شناسی ای كه می خواهم از تجربیات خودم مطرح كنم این است كه وقتی یك روشنفكر و تحصیلكرده نتواند در اینجا جا بیفتد، طبیعتا كشیده می شود به طرف اینكه از این و آن بورس بگیرد و بتواند به گونه ای امرار معاش كند. من عملا در این زنجیره قرار گرفته بودم كه موسسات آمریكایی داشتند استفاده یا سوء استفاده می كردند. یكی از راهكارها این است كه به گونه ای فضایی را برای فرهیختگان و نخبگان ایجاد كنیم كه همه بتوانند در آن شركت كنند و این تعامل بتواند صورت گیرد. اگر عملا چنین مدیریتی وجود نداشته باشد اندیشه ایرانی در مقابل اندیشه آمریكایی در خطر است و آن مثل بولدوزری می آید و می خواهد همه جا را تخریب كند و در نتیجه آن هویت ملی از بین می رود و بحث آمریكایی سازی جهان هم مطرح می شود.»
وی افزود: «لغزشی كه برای من صورت گرفت نتیجه چنین چیزی بود. البته آمادگی این امر نیز از طریق سازمان های آمریكایی صورت گرفته بود. یعنی آنها مرا در مسیری قرار داده بودند كه من آخر الامر متوجه شدم در این زنجیره افتادم و این مسئله ممكن است برای كسان دیگری هم صورت بگیرد. در كنفرانس هایی شركت می كردم كه ماموران اطلاعاتی و عناصر صهیونیستی هم در آنجا حضور داشتند. خیلی از ماموران اطلاعاتی آمریكایی یا اسرائیلی دانشگاهی اند و در واقع در پشت یك چیزی خود را پنهان می كنند و برای همین می گویم شما را در یك مسیر قرار می دهند.»
وی افزود: «من با یك سایت اسرائیلی فلسطینی همكاری می كردم كه عملا تا مدت های مدید نمی دانستم كسی كه این سایت را اداره می كند یك مامور اطلاعاتی است. سایتی بود كه می خواست مقالاتی درباره خاورمیانه بنویسم و در مقابل آن حق الزحمه ای می دادند. من عملا مامور آنها نبودم، سالی یك بار یك مقاله از من می خواستند مثل خیلی از مجلات دنیا. من تا مدت ها لااقل سه سال فكر می كردم این یك سایت خیلی مهم است كه خیلی ها آن را می خوانند و آدم های مهم در آن مقاله می نویسند. من هم یكی از ایران. اما وقتی می بینید نتیجه كارتان این است كه گزارش كاری تان به سازمان اطلاعاتی برود عملا هر كس جای من بود ناراحت می شد. بعد از اینكه این موضوع را فهمیدم ارتباطم را با خیلی از آنها قطع كردم.»
جهانبگلو تاكید كرد: «چیزی كه همیشه برایم جالب بود كار روشنفكری بود، اما عملا در مسیر نهادهای آمریكایی قرار گرفتم و كارم به طرفی رفت كه نمی خواستم و نتیجه این بود كه من عملا رودرروی یك سری منافع ملی قرار گرفتم كه نمی خواستم قرار بگیرم. این حقیقت امر است و در آینده هم كار سیاسی نخواهم كرد.»
وی گفت: «درست است كه بحث های روشنفكری برایم همیشه جالب خواهد بود ولی در سطحی كه می توانم و قابلیت و شایستگی اش را دارم. من كه نمی توانم رهبر سیاسی شوم.»
جهانبگلو خاطرنشان كرد: «آنچه برایم مهم است اینكه چگونه ضعف مدیریت روشنفكری و آنچه می توانیم اسمش را اندیشه ایرانی بگذاریم موجب می شود كه یك سری از نخبگان ما جذب یك سری نهادها و سازمان های آمریكایی یا جایی دیگر شوند. من تجربه خودم را گفتم. بخش دیگر این است كه ما چه كار می توانیم بكنیم برای اینكه این مسئله صورت نگیرد و من فكر می كنم هر چقدر بتوانیم باید به تعامل بیشتری بین دولت و روشنفكران برسیم. آدم هایی مثل من چه كارهایی می توانند انجام بدهند، غیر اینكه از ارتباطات خود در وضعیت جهانی و از طریق تعامل و همایش ها در جهت منافع ملی و اندیشه ملی استفاده كنند.»
جهانبگلو اظهار داشت: «به نظر من آنچه می تواند در جهت تحكیم امنیت ملی موثر واقع شود، اندیشه ملی است كه می تواند امنیت ملی را تحكیم كند و اینجا است كه بحث اینكه ما چقدر آگاهی داشته باشیم كه بحث دموكراسی سازی و تمدن سازی با بحث آمریكایی سازی یكسان نشود و بتوانیم به گونه ای هویت ملی خودمان را حفظ كنیم، مطرح می شود.»
وی عنوان كرد: «روشنفكران به نظر من ملی پوشان اندیشه اند مثل فوتبالیست ها. در حقیقت یك روشنفكر ایرانی، یك فرد ایرانی است كه از یك هویت و منافع ملی دفاع می كند. بنابراین ملی پوش اندیشه است و نمی خواهد كه علیه منافع ملی و ملت قرار بگیرد.»
وی افزود: «من خودم را یك ایرانی می دانم بعد از این همه مدت كه خارج بودم بالاخره به ایران برگشتم و در دوره های مختلف به این مملكت آمدم و زندگی كردم و همیشه سعی كردم در كنار نوشته هایم به فرانسه و انگلیسی، به فارسی هم بنویسم و در اینجا چاپ كنم ولی دلم می خواسته است ارتباطات جهانی ام را هم همیشه داشته باشم و این ارتباطات فقط برای خودم نباشد برای ملت ام هم باشد. فقط این باید در یك راستای تحكیم منافع ملی باشد.»
وی تاكید كرد: «من هیچ وقت دلم نمی خواسته است الان هم دلم نمی خواهد كه از كسی دعوتی انجام بدهم و یك دفعه ببینم كه پشتش یك سازمان مثلا آمریكایی می خواهد سیاست خودش را پیاده كند. شما خودتان را جای من بگذارید. برای من مهم این است كه تعامل فرهنگی صورت بگیرد، نه اینكه سازمانی جاسوسی كند یا علیه منافع ملی اقدام كند.»
وی افزود: «من كسی هستم كه ۳۰ سال عمرم را درس خواندم، درس دادم و مطلب نوشتم. می توانم به چهار پنج زبان حرف بزنم و به آن زبان ها تدریس كنم و مطلب بنویسم. چرا من نباید بتوانم جزء هیات علمی دانشگاهی در ایران باشم اینجا است كه آسیب شناسی مهم است و اینكه چگونه بتوانیم از لیاقت ها و پتانسیل ها استفاده كنیم. باید مدیریت روشنفكری و برنامه ریزی درست انجام شود.»
در این لحظه خبرنگار ایسنا گفت: «همین الان كه با هم صحبت می كنیم ظاهرا سایتی نوشته است كه با توجه به اینكه گفته شده قرار است اعترافات جهانبگلو از تلویزیون دولتی پخش شود، این نگرانی وجود دارد كه وی با رفتن به خبرگزاری ایسنا قصد دارد بخشی از اعترافات خود را در ایسنا بیان كند» جهانبگلو تصریح كرد: «من كسی نیستم كه دائما در محافل سیاسی و جنبش های دانشجویی باشم و آدم های زیادی را بشناسم. مثلا هیچ كدام از بچه های تحكیم را نمی شناسم. همه را از طریق آقای قادری می شناختم. اینكه چرا ایسنا را انتخاب كردم برای اینكه در ذهنم بود كه به جای اینكه به یك روزنامه بروم به یك خبرگزاری بروم كه همه می توانند از خبرش استفاده كنند و در میان خبرگزاری ها نیز ایسنا را به دلایلی كه قبلا توضیح دادم انتخاب كردم.»
جهانبگلو گفت: «در ایران از هنرپیشه سریال تلویزیونی گرفته تا یك روشنفكر زندگی شان برای مردم جالب است.»
وی در بخش دیگری از این گفت وگو درباره ایده مشهور به انقلاب مخملی و احتمال وقوع آن در كشوری مانند ایران گفت: «من هیچ وقت كار سیاسی نكردم. رهبر سیاسی هم نبودم و عملا قرار نیست در این راستا عمل كنم. من فكر می كنم انقلاب مخملی در ایران اصلا انجام شدنی نیست. به خاطر اینكه شرایطی كه در اروپای شرقی بوده با شرایطی كه در ایران است قابل مقایسه نیست. وجود فردی مثل گورباچف در آنجا، یا اینكه در لهستان نیروی دینی مثل كلیسا داشتند و پاپ و جنبش كارگری و معلمان، ولی آنچه من درباره اش صحبت كرده بودم این است كه آنها از نظر روشنفكری چه الگوهایی داشتند و آیا این الگوها برای توانمند كردن جامعه مدنی نه برای ایجاد انقلاب، امكان پذیر است یك مقدار زیادی از بحثی كه من مطرح كرده بودم بحث نظری و تئوریك و درباره ساختار روشنفكری در اروپای شرقی و ایران بود. آنچه كه موجب شده بود به این نتیجه برسند این بحث استراتژیك است این بود كه نهادهای آمریكایی به خاطر این مسئله خیلی پول خرج می كنند و آن هم به بحث امپراتوری سازی و سیاست آمریكا در خاورمیانه برمی گردد.»
جهانبگلو گفت: «من كارشناس خاورمیانه نیستم. من كار تحقیق فلسفی انجام می دهم. یك دوره ای چنین لغزشی صورت گرفته و مجدد به تحقیق فلسفی ام برمی گردم. نمی خواهم مهره ای در دست دیگران باشم.»
وی اظهار داشت: «فكر نمی كنم هیچ روشنفكری كه به نوعی خودش را به ملتش نزدیك بداند راضی باشد كه ماموران اطلاعات آمریكا یا دولت دیگری از كارهایش سوء استفاده كنند.» وی اظهار داشت: «یك امپراتوری وجود دارد كه می گوید هر كس با من نیست علیه من است و در حقیقت نماینده یا رسالت را برای خود قائل است كه بیاید در دنیا تمدن سازی یا دموكراسی سازی كند مثل موضوع عراق.»
وی گفت: «دموكراسی چیز بدی نیست. به شرط اینكه نتیجه اعمال شهروندان یك مملكت باشد، نه اینكه از بیرون بیاید. دموكراسی یك تمرین روزانه است از سوی شهروندان یك مملكت نه چیزی كه توسط یك سازمان یا بنگاه داده شود. یك خط مشی نیست كه با قلدری یا كادوهای زیبا یا هدیه های سمی از بیرون داده شود.»
وی افزود: «اگر دموكراسی درون زا نباشد اتفاقی كه در عراق یا افغانستان شاهد آن هستیم، می افتد كه من از اول مخالف آن بودم. برای اینكه مردم یك موقع صدایشان درمی آید كه سرباز آمریكایی كه خودش را به عنوان یك آدم مدرن و تمدن ساز و شوالیه صلیبی جدید معرفی می كند تا چه حد حق دارد كه ابوغریب و گوانتانامو به وجود بیاورد و اصلا در كشور ما بماند و بگوید شما باید این گونه انتخابات داشته باشید یك جاهایی بالاخره اگر هویت قومی و ملی مورد سئوال قرار بگیرد همه در مقابل آن حالت دفاعی خواهند گرفت. در ایران هم همین مسئله صادق است چون ایرانی ها اصولا ملت ناسیونالیستی هستند و همیشه اعتقاد دارم و داشتم كه ایرانی ها همیشه نسبت به منافع ملی، امنیت ملی و تمامیت ارضی كشورشان حساسیت دارند. من هیچ وقت اینها را مورد سئوال قرار ندادم.»
وی در ادامه باز هم به وضعیت خود در زندان اشاره ای كرد و افزود: «من یك آدم اكتیوم. نمی توانم یك جا بمانم. آنجا هم كه بودم كتاب می خواندم و مطلب می نوشتم و انشاءالله مطالبی كه نوشتم چاپ می كنم. حالا دلم می خواهد مدتی را با خانواده ام و بیشتر در فضای باز بگذرانم ولی پروژه من در حقیقت این است كه اولین كاری كه بكنم برگردم به همان پروژه ای كه قبل از دستگیری شروع كرده بودم. من یك سفری به هند رفته بودم و می خواهم برگردم به هند و آنجا كار هند شناسی را ادامه بدهم و نتیجه اش انشاءالله تبدیل به یك یا دو كتاب شود و فكر می كنم كه لااقل تا یكی دو سال دیگر وقتم را بگیرد.»
وی سپس در پاسخ به پرسشی درباره شایعه تهیه فیلمی تحت عنوان اعترافات وی برای پخش از تلویزیون، این موضوع را كاملا رد كرد و گفت: «چه كسی چنین چیزی را گفته است به هرحال از قوه قضائیه با من درباره چنین چیزی صحبت نكردند و من خودم تصمیم گرفتم حرف هایم را بگویم.»
وی در پاسخ به پرسش دیگری مبنی بر اینكه «گفته شده شما بودجه ای از وزارت ارشاد دولت گذشته گرفتید و آیا كلا ارتباطی با دولت قبلی داشتید»، تاكید كرد: «من در هیچ زمانی با هیچ نهاد دولتی همكاری نداشتم.»
وی در ادامه درباره روند پیگیری شدن پرونده اش گفت: «من با وثیقه آزاد شدم و پرونده ام در بازپرسی رسیدگی می شود.»
2 نوشته شده در  شنبه 11 شهریور1385ساعت   توسط سرویس خبری  | 

اتحاديه اروپا در مورد مرگ اكبر محمدي و وضعيت زندانيان سياسي در ايران بيانيه‌اي صادر كرد
اتحاديه اروپا خواستار انجام تحقيقات مستقل پيرامون مرگ اکبر محمدی در زندان شده است.

روز پنجشنبه، 24 اوت، اتحاديه اروپا با صدور بيانيه ای ضمن ابراز نگرانی در مورد وضعيت حقوق بشر و شرايط زندانيان سياسی در ايران، خواستار تحقيقات مستقل پيرامون مرگ اکبر محمدی، دانشجوی 34 ساله ايرانی شده است که خبر درگذشت وی در زندان اوين در روز 31 اوت انتشار يافت.

گفته شده است که آقای محمدی در پی نه روز اعتصاب غذا در اعتراض به عدم دسترسی به امکانات پزشکی در خارج از زندان و پس از بازگرداندن از بيمارستان به بند در زندان اوين درگذشت.

در زمان انتشار خبر درگذشت اکبر محمدی از قول وکيل وی گزارش شد که به آقای محمدی اجازه يک سال مرخصی از زندان داده شده بود اما او مجددا بازداشت و به زندان انتقال يافت.

در حاليکه وکيل و اعضای خانواده محمدی خواستار معاينه جسد اکبر محمدی توسط مراجع مستقل به منظور روشن شدن علل مرگ وی بودند، روز 1 اوت گزارش شد که جنازه شبانه در روستايی در اطراف آمل به خاک سپرده شده است.

در بيانيه اتحاديه اروپا، که از سوی فنلاند - رييس دوره ای اتحاديه - انتشار يافته نسبت به دسترسی اکبر محمدی به کمک های پزشکی مناسب ابراز ترديد شده است.

اين بيانيه می افزايد که گزارش هايی که در باره نحوه رسيدگی به پرونده اکبر محمدی دريافت شده حاکی از آن است که جريان محاکمه با نواقص جدی همراه بوده و در زندان نيز با وی "رفتار نا مناسبی" صورت می گرفته است.

اتحاديه اروپا در بيانيه خود از مقامات جمهوری اسلامی خواسته است تحقيقات مستقلی را در مورد مرگ اکبر محمدی انجام دهد و افزوده که از نزديک شرايط منوچهر محمدی، برادر اکبر که او نيز در ارتباط با تظاهرات سال 1999 در زندان است، و ساير فعالان دانشجويی را که در زندان های ايران به سر می برند، زير نظر دارد.

در اين بيانيه آمده است که اتحاديه اروپا "نسبت به برخورد شديد با معترضان سياسی، رهبران مخالف، فعالان دانشجويی و تمامی مدافعان حقوق بشر در زندان های ايران احساس نگرانی عميق می کند."


منبع: بي بي سي

2 نوشته شده در  پنجشنبه 2 شهریور1385ساعت   توسط سرویس خبری  |