تبليغاتX
آزادی برابری
وظایف و مشخصات اصلی حزب انقلابی

جان مالینکوس

نقش، وظایف و شکل سازمانی حزب در همه زمان ها و مکانها ثابت نیست، بلکه الزاماً از موقعیت مشخصی که حزب در آن عمل میکند نشأت گرفته و با آن مطابقت می نماید. مع هذا، بر مبنای بیش از یک قرن و ربع مبارزه، میتوان به تعمیم های زیر دست یازید:

1- ماهیت طبقاتی حزب:

حزب انقلابی باید یک حزب طبقه کارگر باشد. این اصلی اساسی و ابتدایی که توسط مارکس تدوین شده است را باید مجدداً تکرار نمود زیرا در سالهای اخیر به طور مداوم نادیده گرفته شده و یا به دست فراموشی سپرده شده است. حزب باید پرولتری باشد، نه فقط از این نظر که برنامه اش ذکر خواسته های سوسیالیستی طبقه کارگر است، بلکه همچنین از این نظر که ترکیب اجتماعی آن و زمینه فعالیتهای روزمره اش نیز باید پرولتری باشد. هیچ گروه چریکی، جنبش دهقانی، دانشجویی یا جمعیت روشنفکری، هر قدر هم که برنامه اش عالی باشد، نمیتواند جانشین حزبی شود که در پرولتاریای صنعتی ریشه دارد. سازمان نوبنیادی که، آن گونه که غالباً روی می دهد، ترکیبی عمدتاً خرده بورژوایی دارد. برای آن که به حزب طبقه کارگر تبدیل شود باید به تلاشی عظیم در زمینه انتقاد از خود و تغییر و تبدیل خویش دست بزند.

2- حزب به مثابه پیشاهنگ:

نیاز به وجود حزب از رشد ناموزون طبقه کارگر نشأت می گیرد، و حزب نه در برگرفتن تمامی طبقه (که در مواقع عادی تحت سلطه بورژوایی است) بلکه در برگرفتن پیشاهنگ طبقه کارگر را که دارای آگاهی طبقاتی است هدف خویش قرار می دهد. این نکته که لنین آن را تبیین نموده، آن قدر به کرات مورد تحریف و سوء تعبیر واقع شده که توضیحات زیر را ضروری می سازد:

حزب، پیشاهنگِ طبقه است لیکن پیشاهنگ عبارت از گروه کوچکی از نخبگانی که خارج از بدنه طبقه کارگر قرار دارند، نیست. پیشاهنگ، صدها هزار کارگری هستند که عملاً طبقه را در مبارزات روزمره در کارخانه ها، گودها، ادارات، محلات مسکونی و خیابان ها رهبری می کنند. حزب طبقه را رهبری می کند. دنباله رو طبقه نیست، بلکه آن را از درون و نه از بیرون رهبری مینماید.

3- حزب، سازمانی است برای مبارزه:

این امر دارای دو جنبه است؛ اول این که حزب رهبری طبقه را به مثابه حق خویش مدعی نمی گردد بلکه باید با ارائه پیشنهادات و طرح های مشخص برای عمل در مورد هر موضوعی که طبقه کارگر با آن مواجه است، از کوچکترین مسئله درمورد شرایط کارخانه گرفته تا بزرگترین مسائل سیاست بین المللی برای کسب رهبری طبقه مبارزه کند. حزب باید در مبارزه و در عمل ثابت کند که بهترین منافع طبقه کارگر و کلیه استثمار شدگان است. ثانیاً، حزب باید خود را نهایتاً برای حادترین شکل مبارزه طبقاتی یعنی خیزش توده ای و قیام آماده سازد. این به معنای اتخاذ یک موضع شبه نظامی بی موقع به طوری که به غیرقانونی شدن حزب منجر شده و آن را از انجام تکالیف اساسی اش در مبارزات روزمره بازدارد نیست اما در مرحله معینی متضمن این هست که حزب به تدارک دقیق پرداخته و آن گونه سازمانی را ایجاد کند که بتواند به سرعت نظامی شود. از آن جا که بدین طریق حزب یک سازمان جنگی است در داخل آن برای قشری از اعضای منفعل یا صاحب امتیاز و بوروکرات های پابرجا جایی وجود ندارد. اعضای حزب باید فعال و فداکار بوده و بنابراین احتمالاً جوان باشند.

4- مرکزیت دموکراتیک:

درباره سامانه های تشکیلاتی، مشخص نمیتوان هیچ گونه تعمیم دهی های مفیدی انجام داد. این سامانه ها باید بسیار انعطاف پذیر باشند ولی این که نظام حزبی دموکراسی و مرکزیت را با هم درآمیزد، یک فرمول تشکیلاتی صرف نیست بلکه مستقیماً از وظایف حزب و ماهیت مبارزه طبقاتی ناشی می شود. دموکراسی امریست اساسی، زیرا حزب ارباب طبقه کارگر نیست بلکه ابزاریست برای خود ـ رهاسازی طبقه. بدون دموکراسی و برخورد آزاد عقاید، حزب به هیچ طریق نمی تواند سیاستهایی که واقعاً پاسخگوی نیازهای طبقه کارگر بوده و مناسب شرایط مشخص باشند را فرمولبندی کند. مرکزیت امری است اساسی، زیرا حزب باید به سختی علیه یک دشمن بسیار متمرکزـ یعنی دولت سرمایه داری ـ مبارزه کند. همانطور که هر عضو فعال اتحادیه های کارگری میداند، بدون وحدت عمل، شکست اجتناب ناپذیر است.

در رابطه با مرکزیت دموکراتیک، دو دام وجود دارند که بویژه سازان های جدید و کوچکی از آن نوع که امروزه عمدتاً در میان صفوف چپ انقلابی در اقصی نقاط جهان به وجود آمده اند، اغلب بدانها گرفتار میشوند. اولی، خطر این است که یک گروه کوچک، که در بهترین حالت میتواند نطفه حزب باشد، سامانه های اداری در خود یک حزب توده ای را، چون زرهی سنگین به تن نموده و بدین ترتیب به طرز مضحکی متزلزل شود. دومی، به ویژه هنگامی که یک سازمان از تبلیغ به تهییج روی می آورد، خطر ماوراء دموکراتیک بودن و درگیر شدن در بحث های بی پایان بر سر کلیه مسائل است. حزب، انجمن مناظره نیست ـ بحث را به منظور تصمیم گیری انجام می دهد و تصمیمات اتخاذ شده را به شیوه ای یک پارچه به مرحله اجرا می گذارد.

5-استقلال حزب:

حزب بر مبنای اصل مارکسیستی، بمثابه نماینده منافع تاریخی طبقه کارگر موضع گیری می کند و هرگز نباید استقلال خود را در مقابل هیچ نیروی سیاسی دیگری، خواه صریحاً بورژوا و رفرمیست و خواه میانه رو، قربانی کند. این به هیچ وجه به معتی احتراز از انواع ائتلاف ها، سازش ها و توافق های موقت و غیره با سازمان های دیگر نیست، لیکن به این معنی است که نباید از حق انتقاد آزادانه و داشتن سازمان و خط مشی سیاسی جداگانه صرفنظر نمود. این حتی در مورد ورود ـ و یا وابستگی ـ به یک حزب بزرگتر (مثلا حزب کارگر انگلستان) نیز صادق است. (نباید فراموش کرد که وابستگی فقط به معنی توافق ها و محدودیت های رسمی نیست. مثلا حزب کمونیست انگلستان رسماً یک سازمان مستقل است ولی از نظر سیاسی به رهبران «چپ» اتحادیه های کارگری و نمایندگان پارلمانی «چپ» حزب کارگر وابسته است). یک حزب مارکسیستی هرگز نباید به خود اجازه دهد که به طور غیرمنتقدانه به صورت دنباله روی عوامفریبان خلقی با رفرمیست های چپ گرای معروف ـ هر قدر هم که رادیکال باشندـ درآید.

 

6- حزب و وحدت طبقه کارگر:

حزب پیشاهنگ طبقه است و باید استقلال خود را حفظ کند، لیکن هدف آن وحدت طبقه کارگرست. از این امر سه نکته نتیجه میشود: اول اینکه حزب به عنوان امری کاملاً اصولی، باید علیه هرگونه تفرقه و اختلافی در درون طبقه کارگر ـ اختلافات نژادی، ملی، اختلاف بین زن و مرد، متخصص و غیرمتخصص، شاغل و بیکار، پیر و جوان و غیره ـ که طبقه حاکم آن را ماهرانه اشاعه داده و با بهره برداری از آن ها قدرتش را حفظ می کند، سرسختانه مبارزه نماید. ثانیاً حزب نباید اجازه دهد که وجودش به مثابه یک سازمان مجزا، به وحدتی که لازمه طبقه در مبارزات روزمره اش علیه کارفرمایان و دولت است، خللی وارد نماید. از این مقدمه، استراتژی جبهه متحد با سازمانهای رفرمیست نتیجه می شود، لیکن استراتژی مزبور (که در بسیاری ـ ولی نه در همه ـ شرایط قابل به کار بردن است) صرفاً یکی از نمودهای آن اصل کلی است که بر رابطه بین حزب و کلیه گرایشات دیگر در درون طبقه کارگر، حاکم است ـ و آن اصل عبارت است از حرکت کردن به طور مجزا، ضربه زدن به طور مشترک. ثالثاً، هر چند که حزب باید از ترقیق برنامه و سیاست هایش، در تحت فشار از جانب کارگران ِ عقب مانده، جلوگیری به عمل آورد، ولی نه تنها نباید به هیچ وجه خود را از این کارگران جدا نماید، بلکه باید برای برقراری رابطه با آنها هر طریق ممکن را مورد بهره برداری قرار دهد. بنابراین تا هنگامی که میلیون ها کارگر در اتحادیه های ارتجاعی باقی می مانند، حزب باید هر قدر هم که رهبران اتحادیه های مزبور فاسد و خیانتکار باشند، در این اتحادیه ها کار کند. زمانی که توده کارگران در مورد احزاب سوسیال ـ دموکرات دچار توهم هستند، حزب باید از این احزاب در مقابل احزاب بطور آشکار بورژوا دفاع کند تا توهامت مزبور به تجربه برطرف گردند. هنگامی که اکثریت طبقه به دموکراسی پارلمانی معتقد است، حزب باید در انتخابات شرکت نموده و از آن برای تبلیغات انقلابی و تضعیف نظام پارلمانی از درون استفاده نماید.

7- وظایف آموزشی حزب:

حزب باید وظیفه یک کار آموزشی دائمی و پیچیده را عهده دار گردد. حزب باید رهبران انقلابی ای که در سنت مارکسیستی آبدیده شده و در عین حال قادر به ارائه تحلیل مشخص و قضاوت مستقل هستند را تربیت کند. حزب باید قشر وسیعی از کارگرانی که دارای نظریه ای روشن در مورد ماهیت کلی مبارزه و روشهای دست یازیدن به آن میباشند ـ یا به قول گرامشی ـ روشنفکران ارگانیک ـ را به وجود بیاورد. حزب باید برای اشاعه هر چه وسیع تر اصول اولیه مارکسیستی و سوسیالیستی در میان طبقه کارگر ـ از طریق تبدیل تئوری هایش به مثال هایی که به سادگی قابل فهم باشند و نیز از طریق افشاگری در مطبوعات خویش و در کلیه فعالیت های تبلیغاتی اش ـ بدون وقفه بکوشد. در رابطه با آموزش دهی، دو نکته را باید در نظر داشت؛ اول روند آموزش دهی باید به طور عمده خصلتاً عملی باشد و نه آکادمیک، زیرا شیوه آموزش آکادمیک به طور اجتناب ناپذیری به سلطه عناصر خرده بورژوا منجر می شود و ثانیاً همان طور که رزا لوکزامبورگ تأکید می نمود، حزب باید بتواند در عین آموزش دادن به کارگران، از آنان بیاموزد. حزب مغز و حافظه جمعی طبقه کارگر است، لیکن مغزی است که دائماً نیازمند به تجدید و انطباق با آخرین پیشرفت هاست.

 

 

8- مبارزه برای هژمونی:

حزب باید بکوشد تمام نیروهای ستم دیده را در مبارزه مشترکی علیه سرمایه داری، تحت رهبری پرولتاریا گرد هم آورد. از نظر تاریخی و در سطح جهانی، این امر اصولاً عبارت از تحقق یافتن اتحادی بین پرولتاریا و دهقانان بوده است و هر حزب کارگری باید دفاع از منافع دهقانان فقیر را در برنامه خود منظور کند. علاوه بر این، دهه گذشته شاهد ظهور یک رشته نیروهای جدید بوده است که بالقوه دارای امکانات انقلابی عظیمی هستند، ولی برای حزب مسائل استراتژیک بخصوصی پیش می آورند ـ جنبش سیاهان، جنبش زنان و جنبش دانشجویی که مهم ترین این گونه جنبش ها هستند.  از طرفی، و این به ویژه شامل سازمان هایی می شود که فاقد یک پایه پرولتری هستند، حزب می تواند آن چنان به صورت غیرمنتقدانه و با ذوق و شوق خود را درگیر این جنبش ها کند که به ناچار تسلیم خصلت پراکندگی این جنبش ها گردیده و از کار اصلی خویش در میان طبقه کارگران صنعتی غافل بماند. از طرف دیگر حزب می تواند به طور جزمی مسائل و خواسته های اقشار گوناگون ستم دیده را مردود شمرده و از همه آن ها بخواهد که قبل از هر چیز رهبری حزب پرولتری را بپذیرند و این امری است که منجر به تفرقه خواهد شد و نه وحدت. بنابراین آن چه که لازم است عبارت است از حمایت بی قید و شرط از خواسته های بحق اقشار ستم دیده، همراه به تأکید اصولی ولی صبورانه بر لزوم وحدت در مبارزه علیه دشمن مشترک و بر ماهیت طبقاتی مبارزه و نقش برجسته طبقه کارگر. گذشته از هر چیز، مبارزه تمام و کمال برای هژمونی ـ که متضمن برقراری تسلط فرهنگ انقلابی در همه عرصه های زندگی اجتماعی مردم می باشد ـ تنها می تواند به وسیله آن چنان حزبی به طور موثر اجرا شود که در میان طبقه کارگر دارای پایه ای قابل ملاحظه باشد.

9- بین الملل:

پرولتاریا طبقه ای است بین المللی و انقلاب سوسیالیستی یک روند بین المللی است. در نتیجه همه خصوصیاتی که برای حزب انقلابی ذکر کردیم، باید در نهایت در سطح جهانی در یک حزب واحد جهانی تحقق یابند. در حال حاضر چنین بین المللی وجود ندارد و آن را یک روزه هم نمی توان ایجاد کرد. یک حزب جهانی که مانند بین الملل چهارم از مشتی گروهک های متشابه الفکر تشکیل شده باشد، افسانه ای است که قادر نخواهد بود یک رهبری جهانی دارای اتوریته واقعی را ایجاد کند. از طرف دیگر فدراسیونی که عمدتاً متشکل از سازمان های غیرهمگون باشد ـ مانند بین الملل اول ـ در لحظه تعیین کننده از هم خواهد پاشید. بین الملل سوم بر مبنای اتوریته انقلاب پیروزمند روسیه بنا شد، لیکن نمی توان به طور منفعل در انتظار تکرار سلسله وقایع مزبور نشست. پس بدین ترتیب بین الملل چگونه می تواند ساخته شود؟ در حال حاضر تنها راه واقع بینانه، این است که سازمان های کارگری انقلابی موجود، هر جا که امکانش هست وارد همکاری عملی و رد و بدل کردن دائمی مواضع تئوریک گردند، به طوری که رفته رفته بر مبنای این کار مشترک و تحت تأثیر وقایع، روابط نزدیک تر و همگونی سیاسی بیشتر به دست آید. لیکن این کار باید با این چشم انداز روشن انجام گیرد که هدف آن عبارت است از ایجاد یک بین الملل کارگری جدید. زیرا که ایجاد احزاب انقلابی و وحدت آن ها در سطح بین المللی در حال حاضر اصلی ترین و حیاتی ترین وظیفه استراتژیکی است که در مقابل انقلابیون سراسر جهان قرار دارد. طبقه کارگر این بحران سرمایه داری که روز به روز حادتر می گردد را نخواهد توانست به نفع خویش حل کند، مگر آن که امر فوق الذکر (ایجاد بین الملل کارگری جدید) انجام گرفته باشد.

در پایان رشته ای که تمامی آن چه را که حزب خود هست و انجام می دهد و کلیه وظایف و خصوصیات کلیدی آن را به یک دیگر مرتبط می کند، عبارت از کوششی است که برای وحدت تئوری و عمل انجام می گیرد. حزب وجود دارد تا ترجمان اهداف عام سوسیالیسم به فعالیت های عملی خاص باشد و هر مبارزه بلافاصله ای را به هدف نهایی سوسیالیسم مرتبط سازد. از طریق حزب تئوری ـ تعبیر ماتریالیستی تاریخ، تحلیل سرمایه داری و تضادهای آن و درک نقش تاریخی طبقه کارگر ـ پراتیک را آگاهی میبخشد و پراتیک ـ مبارزه برای تغییر جهان ـ نیز از طریق حزب تئوری را برانگیخته، راهنمایی نموده، آزموده و در نهایت آن را متحقق می سازد.

هنگامی که سرمایه داری در حالت تعادل بوده و طبقه کارگر نیز بیان گر هیچ گونه تهدید آشکاری علیه سیستم نیست، لاجرم تئوری و پراتیک از یک دیگر منفصل می گردند. در چنین شرایطی حزب انقلابی را می توان آماده نمود، ولی نمی توان ساخت. این امر به صورت یک ضرورت انتزاعی باقی می ماند. لیکن هنگامی که مانند زمان حاضر، سیستم دستخوش بحران است، در این صورت تئوری و پراتیک به یک دیگر نزدیک می شوند و ساختن حزب دیگر یک آرزوی انتزاعی نیست، بلکه هم یک ضرورت عملی و هم یک امکان واقعی است. 

2 نوشته شده در  چهارشنبه 29 مهر1388ساعت   توسط سرویس خبری  | 

توده های خاموش؟

بر گرفته از وبلاگ دستنوشته های یک عاصی

چرا توده ها خاموشند؟چرا توده ها هیچ غلطی نمی کنند در حالیکه هر لحظه زندگی نکبتی شان ارزوی مرگ می کنند؟به راستی خاموشی توده ها را چه کسانی عنوان می کنند و چگونه ان را می فهمند؟ ایا غیر از این است که انها خود در موضعی قرار گرفته اند که به موجب ان، این "خاموشی(؟)" را ببینند؟ ایا نزد خود توده ها این خاموشی معنایی دارد؟ ایا انها خود این وضعیت را به عنوان خاموشی می شناسند؟ 

در اینجا من به طور مشخص از توده ها ان اکثریتی را مد نظر دارم که در این سیستم سرمایه داری جامعه ایران تحت وحشیانه ترین استثمار و کار ارزان قرار دارند. مگر خاموشی ای هم میتواند در کار باشد؟از کله سحر تا بوق سگ مگر همه سگ دو نمی زنند که لقمه ای کوفت گیرشان بیاید؟این خاموشی کی و کجاست؟ ای کاش خاموشی ای در کار بود. اگر فراغتی در کار بود قطعا می شد از خاموشی حرف زد.اتفاقا چون توده ها خاموش نیستند هیچ غلطی نمی توانند بکنند. توده ها زیادی پرکار و فعالند و همین راز بدبختی شان است.

نمی خواهم احمق باشم و از این مقدمه به این نتیجه برسم که اصلاحاتی همچون تلاش برای بالا بردن سطح دستمزد و خواسته های صنفی از این قبیل در این سیستم امکانپذیر است.این خود فریبی است و هر کس کوچکترین فهمی از مکانیسم کار ارزان در این جوامع داشته باشد چنین غلطی نخواهد کرد.

تنها نتیجه ای که باید حاصل شود امتناع از ضجه و زاریهای روشنفکرانه مثل نالیدن از اکثریتهای خاموش و مرثیه خوانیهایی از این قبیل است. وقتی ما چنین تصویری از توده ها مجسم می کنیم به این معناست که مکانیسم های جامعه را درنیافته ایم و از موضع خودمان ـ که با فراغت کافی فرصت این را داشته ایم که توده ها را به عنوان یک کل ببینیم ـ توقعی بی مورد از توده ها پیدا می کنیم.

در عرصه سیاست این ضجه زنیها هیچ معنایی ندارد و اگر ما ادعا کنیم که همه چیز از سیاست می گذرد می بایست برخوردی سیاسی با این مسئله داشته باشیم. علاوه بر اینکه حتما بایستی توده ها را سازمان داد و هیچ وقت از این کار خسته و مایوس نشد مسئله این است که همین توده ها در یک بر امد سیاسی به سیم اخر میزنند و اینجاست که گویی پنج حسشان تیز تر از هر وقت دیگر می گردد و مطلبی را که سالها نمی توانستی به انها بیاموزی در مقطعی کوتاه به طور اپیدمی به انها سرایت می کند.

و البته نکته اخر این است که در ان مقطع چه کسی و چه گروه و افقی در جلوی توده ها قرار می گیرد. ممکن است فاشیسم باشد و همه را به سمت پرتگاه ببرد و یاسوسیالیسم و رهایی. این گزینه اخر بستگی به درجه بالایی سازمان و امادگی دارد و این تفاوت عظیم یک تحول سوسیالیستی با بقیه تحولات است زیرا جنبشها و گرایشهای بورژوازی بسیار متنوع اند و خیلی راحت می توانند جامعه رابه سمت یکی از جنبش های خود بچرخانند. انها کم ابزار و نیرو و امکانات مادی و نهاد های ایدئولوژیک در جامعه ندارند. جانب دیگر که جانب رهایی و سوسیالیسم است فقط یک بخت دارد و ان سازمان و برنامه و امادگی پیشین است و گرنه در همیشه بر این پاشنه می چرخد.

2 نوشته شده در  چهارشنبه 29 مهر1388ساعت   توسط سرویس خبری  | 

حمله نبوی به کمونیسم

بنفشه کمالی

اول سراغ بهودی ها رفتند
من یهودی نبودم ،اعتراضی نکردم
از ان به بعد به سراغ لهستانی ها حمله بردند
من لهستانی نبودم و اعتراضی نکردم
انگاه به لیبرالها فشار اوردند
من لیبرال نبودم،اعتراض نکردم
سپس نوبت کمونیستها رسید
من کمونیست نبودم،بنابر این عتراضی نکردم
سر انجام به سراغ من امدند
هر چه فریاد زدم دیگر کسی نمانده بودکه اعتراضی کند

شعراعتراض نکردن:برتولت برشت

حمله نبوی به کمونیسم

ابراهیم نبوی درپاسخ به افشاگری رفقای کمیتۀ دانشجوئی بلژیک واعتراض این رفقابه اظهارات اوعلیه جانباختگان وقربانیان رژیم جمهوری اسلامی دردهۀ 60 و توهین به رفقای جانباختۀ کمونیست در زندانهای مخوف جمهوری اسلامی در گردهمائی بروکسل در تاریخ 23 سپتامبر، عکس العملی همانطور که از اوانتظار میرفت از خود نشان داده است.
پاسخ او به این رفقا هر چه بیشترو بیشترماهیت ارتجاعی و ضد کمونیستی اش را برای افکار عمومی اشکار تر کرده و تفکرات بغایت کینه تو زانۀ او را نسبت به احزاب چپ، کمونیست و کمونیستهابه طرز بارزی روشن ساخته است.

قبل ازهرچیزلازم است گفته شودکه ابراهیم نبوی ازامکانات بسیاروسیعی برای اشاعۀ افکار ارتجاعی و ضدکمونیستی خودوتبلیغ و ترویج این افکارو بر عکس جلوه دادن تاریخ مبارزات و سر کوب مبارزان به دست رژیم جمهوری اسلامی که خود نیز یکی از عناصر فعال این رژیم بوده در بین ایرانیان و غیر ایرانیان برخوردار است. درضمن ا زامکانات دوستان لیبرال و با نفوذ و به اصطلاح حقوق بشری اش و مدیای بورژوا-امپر یالیستی به وفور استفاده میکند.برای مثال در سایت رادیو زمانه که با کمک مالی ا مپریالیستی برای حمایت و قوی کردن جناح اصلاح طلبان و فریب ایرانیان درداخل و خارج ایران به راه انداخته شده، اوجزء قلم زنان دائم و ثابت میباشد و به شدت از این امکان برای فریب افکار عمومی در بر حق جلوه دادن باند سر کوبگران سابقِ واز دولت رانده شده (اصلاح طلبان)مثل موسوی و کروبی استفاده میکند.

ایشان ازطرف انجمنهای متشکل ازسلطنت طلبان وتوده ای ها ولیبرال هادعوت شده وبه سخنرانی و تعریف کردن طنز وفریب افکارعمومی مشغول میباشد.در حالی که خود را مخالف جناح حاکم نشان میدهد اَزادانه و قانونی به ایران سفر میکند.نبوی در حال رفت و امد به ایران است و به مبارزان-انقلابی و کمونیستهایی که 30 سال به دلیل اینکه تحت تعقیب و فشار جمهوری اسلامی هستندو قادر به رفتن به ایران تحت حکومت این رژیم ارتجاعی نیستند حمله میکند وبه انان تهمت میزند.به دفاع و تبلیغ و ترویج ارتجاع و طرفداری از جا نیان اصلاح طلب و شکنجه گران و قا تلین کمونیستها در دهۀ 60 و پس از ان می پردازد. از طرف دیگربه مخا لفت و کینه ورزی با انقلابیون کمونیست با سر سختی به اشکال مختلف، با نوشتن مطلب و طنز و سخنرانی کردن مشغول میباشد.اوعنصر بسیار فعال ووفادار و گستاخی برای دفاع از جناح اصلاح طلبان و بر پا ماندن رژیم سرمایه داری و سرکوب میباشد.

درپاسخ به رفقای کمیتۀ دانشجوی،نبوی نوشته است"شش سالی است که درفضای بیرون از ایران زندگی میکنم و در تمام این مدت تلاش کرده ام تا خود را الوده، بازی های کودکانۀ کسانی نکنم که زندگی سیاسی و اجتماعی مردم ایران برای انان یک تفریح ساده است و جز افزودن به بار سنگینی که بر دوش ملت است کاری ندارند،به همیبن دلیل همواره تلاش کرده ام که دور از هیاهوی این جماعت کار خود را بکنم وبا انان کاری نداشته باشم" واقعا این گفته و ادعا از قلم شخصی که در تاریکترین سالهای سرکوب در خدمت دستگاه سرکوب (جمهوری اسلامی)دار ای پست و مقامهای مهمی در این رژیم به خدمت گذاری مشغول بوده است،بسیار قابل توجه میباشد.ایشان در سالهائی که روزانه دهها کمونیست و انقلابی و دانشجو به پای چوبه های دار و جوخه اعدام برده میشدند یعنی در سالهای 59-61 عضو شورای مرکزی دانشجویان(دفتر تحکیم)بوده است(به اساسنامه و مرامنامۀ این تشکیلات ارتجاعی دراینترنت مراجعه شود)،درسالهائی که رژیم به سر کوب دانشجویان مبارز و پیشروو بستن دانشگاها اقدام کرد. نبوی در این نهاد ضد دانشجوئی(دفترتحکیم) و در شورای مرکزی ان عضو بود.

ازسال61-64مدیردفترسیاسی وزارت کشوربود.درسالهائی که درزندانهای مخوف اوین وقزل حصار وگوهر دشت و درسرا سر ایران رژیم به سرکوب و کشتار بیسا بقۀ انقلابیون و کمونیستها مشغول بود ،ایشان مدیر دفتر سیاسی وزارت خانۀ کشت و کشتار بودند و در ضمن با داشتن موقعیت شغلی مهم به صدای و سیمای سر کوب در سالهای سیاه و دیکتاتوری هاردر خدمت این ارگان تحمیق و دروغ بود.به قول اقای بهروز نظری نویسندۀ مطلب"صدا و سیمای ولایت فقیه:رسانه سر کوب ملی "در این مقاله اقای نظری نقش و عملکر صدا و سیمای جمهوری اسلامی را بخوبی تو ضیح داده اند(این مقاله در سایت کمونیستهای انقلابی مو جود است) درزیر به بخشی از مشاغل شریف نبوی اشاره میکنم .

منظورنبوی از"بازیهای کودکانه کسانی"انسانهای مبارزوشریف وکمونیستهای انقلابی است که از دست اَزار و اذیت وتعقیب و شکنجه و اعدام رژیم سر کوبگر جمهوری اسلامی در سالهای دهه 60 (سالها ئی که ایشان به این رژیم خدمت میکرده )به خارج از ایران و بر خلاف میل خودشان امده اند وبه دشواری با عبور از را ههای سخت و طاقت فرسا و با از دست دادن بسیاری از رفقا و عزیزان خوددر خارج از کشور زندگی و فعا لیت سیاسی میکنند.منظور ابراهیم اشاره به مبارزینی است که سالها رنج تبعید را تحمل کرده اندو به مبارزه بر علیه رژیمی که او در خدمت ان بوده است به فعا لیت مشغول بوده و هستند،کمونیستها مثل نبوی وهم پا لکی هایش از مرزهای قانونی با اجازۀ رژیم جمهوری اسلامی و با ویزا عبور نکردند.

انسانهائی که نبوی بابیشرمی وگستاخی به انان توهین کرده ومیکند،همه مبارزین واقعی ان دهۀ سیاه در دوران نخست وزیری شخص محبوب نبوی یعنی،میر حسین موسوی،نخست وزیر دوران قتل عام کمونیستها و ازادیخواهان، نخست وزیر جنگ و ویرانی میباشند. طبیعتامبارزان واقعی درخارج از کشور به فعا لیت خستگی نا پذیر خود و افشاگری بر علیه کلیت رژیم با هر رنگی که الان به خود گرفته اند(هر 2 جناح)می پردازند. اَنها ،مثل اقای نبوی هر روز بر حسب شرایط وبه خاطر منافع فردی خود رنگ عوض نمیکنند.

انچه در"پاسخ"اوبه رفقای مبارزکمیتۀ دانشجوئی کاملابارزاست.دشمنی ماهوی وبنیادی نبوی باکمونیسم و کمونیستها میبا شدکه این خودگواه کینه توزی یک مرتجع است. این دشمنی را به خوبی در نوشته اومیشود مشاهده کرد.برای نبوی حمله به حزب کمونیست کارگری از همین ضدیتش به کمونیسم نا شی میشود و نه چیز دیگری. کمونیستها،نیروها ی چپ انقلابی و دموکراتها ی واقعی،علیرغم هر اختلاف نظری که با حزب کمونیست کارگری دارند،در مقابل این درندگی بورژوازی و ارتحاعیونی از قبیل نبوی نباید سکوت کنند.ضروری و حیاتی است که ما با همبستگی بیشتری بر علیه این حملات،افتراءو لجن پراکنی در مقابل ارتجاع بر خیزیم.

رژیم جمهوری اسلامی درگذشته وحال بادرخدمت داشتن عناصری مثل نبوی به سرکوب کمونیستها و انقلابیون مبادرت ورزیده.امروز نیزکه بخشی از همین رژیم سر کوب از دایرۀ قدرت مستقیم بیرون(موسوی و شرکاء) افتاده، بخش مطرود شده سعی میکند که به کمک طرفداران فالانژ و 2 اتشۀ خود ،چون ابراهیم نبوی به تطهیر چهره های جنا یتکار اصلاح طلبان بپردازد. میر حسین موسوی و دولت او در زمانی که او نخست وزیر بود به کشتن یک نسل اقدام کردند و به تعقیب،ازار و مجبور کردن تعداد بیشماری به خروج اجباری از ایران. کمونیستهائی که برخلاف ابراهیم نبوی و شر کاءهر روز به رنگی در نیا مدند و نان به نرخ روز نخوردند.

باافشای این عناصرباید جلوی تبلیغات انان را بر علیه انقلابیون و کمونیستها گرفت ،سکوت جایزنیست به قول"برتولت برشت"هیچ اعتراضی نکردم تا سر انجام به سراغ من امدند. هر چه فریاد زدم ،دیگر کسی نمانده بود"امروز به حزب کمونیست کارگری حمله میکنند فردا نوبت دیگری است، باید نقاب دروغین ازادیخواهی و حقوق بشر و دموکراسی را از چهرۀ این جانیان سابق بر داشت.چهرۀ بدون نقاب انان یعنی: دشمنی با کمونیسم،کارگران و زحمتکشان و جامعه ای به طور واقعی ازاد و انسانی میباشد.نبوی و نبوی ها فرصت طلبانی هستند که اگر فردا جناح مورد علاقۀ انان بر اریکۀ قدرت نشیند،همان چهرۀ واقعی دهۀ 60 خود را نشان خواهند داد و نقاب از چهره بر خواهند گرفت و اولین نیروها و افرادی که تحت ازار و تعقیب و زندان و شکنجه در دولت مورد علاقل ایشان قرار خواهند گرفت کمونیستها میباشند.

در زیربخشی از پروندۀ بسیار روشن و ضد مردمی او (نبوی) اورده میشود.
عضو شورای مرکزی سازمان دانشجویان( عضو دفتر تحکیم) دانشگاه شیراز(1359-1361(
مدیر دفتر سیاسی وزارت کشور(1361-1364
جانشین مدیرکل اجتماعی وزارت کشور به مدت سه ماه( 1363(
عضو شورای طرح و برنامه شبکه اول سیما ( 1363-1366)
معاون گروه فیلم و سریال شبکه اول سیما( 1364-1365)
مدیر طرح و برنامه شبکه اول سیما(1365- 1366
مشاور رئیس دانشکده صدا و سیمای جمهوری اسلامی(1366- 1367
پس از بهار و همزمان با تابستان ۵۹ و تعطیلی دانشگاه‌ها بود که دفتر تحکیم به تثبیت پایه‌های خود، تصحیح و تکامل اساسنامه و تربیت نیروها و منسجم کردن تشکیلات پرداخت. از جمله برگزاری دوره‌های آموزشی و تحقیقاتی بود که در دوره‌های نسبتاً بلند مدت و با حضور افراد برجسته بر گزار شد.نقل از اسا سنامه دفتر تحکیم وحدت(منبع ویکی پدییا)
پشتیبانی از نهادهای انقلابی از طریق تامین نیرو
کارهای فکری-فرهنگی در راستای غنی سازی مبانی فکری نظام
سازماندهی دانشجویان برای حضور در جبهه‌ها
تشکیل شورای موقت برای اداره دانشگاه‌ها و مشارکت در راه اندازی جهاد دانشگاهی
عضویت تعدادی ازاعضادرستادانقلاب فرهنگی

شغلها و مسئولیتهائی را که نبوی در تاریکترین و وحشتناکترین دوران 30ساله عمر ننگین جمهوری اسلامی داشته ،خود گواه ماهیت و نقش این فرددر دفاع وخدمت و تثبیت به این رژیم کشتار و سر کوب رانشان میدهد. بخشی از سابقۀ کاری ایشان مدرک گویائی در این زمینه میباشد.

نبوی میتواند گفته های خود را در بروکسل بر علیه کمو نیستهای اعدامی دهۀ 60 و عکس خود را در کنار لاجوردی جلاد انکار کند و به دروغ پردازی و لجن پراکنی بر علیه نیروهای کمونیست بپردازد.ولی نمی تواند با داشتن چنین پر وندۀ سیاهی گذشتۀ خود و خدمت به رژیم جمهوری اسلامی را انکار وکتمان کند.میتواند مثل یک طرفدار صادق بورژوازی به لجن پراکنی و دروغ بر علیه کمو نیستها بپردازد،ولی پروندۀ ایشان نیازی به تو ضیح ندارد ،خدمات ایشان به ارتجاع با این سابقه درخشان روز بروز برای همه اشکار تر میشود و ماهیت ارتجاعی اونیز.هرچه بیشتر به افشای نیروهای ارتجاع بپردازیم.

2 نوشته شده در  دوشنبه 27 مهر1388ساعت   توسط سرویس خبری  | 

اعتراض‌های دانشجویی به رغم فشارها ادامه خواهد یافت
رادیو فردا: گزارش‌ها حاکی از صدور احکام زندان برای هشت تن از دانشجويان چپ آزادی‌خواه و برابری طلب، در ايران است. بر اساس گزارش ها، برهان بقايی و مهران کوشا به اتهام اقدام عليه نظام و ... ، هر کدام، به تحمل پنج سال حبس تعزيری که به مدت پنج سال به حالت تعليق درآمده، است، محکوم شده اند.

همچنین فرهاد حاج ميرزايی، مهدی گرايلو، کيوان امير الياسی، علی کانطوری، مهدی الله ياری و مهدی بخارايی به تحمل ۳۲ ماه تا ۱۰ سال زندان محکوم شده‌اند.

در ماه‌های اخير نيز شماری از دانشجويان آزادی‌خواه و برابری‌طلب، مانند مجيد اشرف‌نژاد و صدرا پيرحياتی به زندان محکوم شده‌اند.

بهروز کريمی‌زاده، فعال دانشجويی سابق از طيف آزادی‌خواه و برابری‌طلب فعال حقوق بشر در لندن، درباره اتهامات وارد آمده به اين فعالان دانشجويی که در سال‌های گذشته بازداشت و برای چند ماه زندانی شده بودند، با راديو فردا گفت‌وگو کرده است.
 

  • رادیو فردا:  آقای کریمی‌زاده، احکام زندان برای برخی از دانشجویان آزادی‌خواه و برابری‌طلب صادر شده است. اتهاماتی که مبنای این احکام قرار گرفته بودند، کدامند؟


بهروز کريمی‌زاده: اتهامات وارد شده طيف وسيعی را در بر می‌گيرد. طبق روال عادی سال‌های اخير دادگاه انقلاب، اتهامات عمومی وارد شده طيف وسيعی است از اقدام عليه امنيت ملی گرفته تا اقدام به براندازی، نشر عقايد مارکسيستی، نشر تبليغات عليه نظام، ارتباط با گروه‌های معاند نظام و بيگانگان، اقدام برای تشکيل گروه‌های غير قانونی و موارد بسيار ديگر که به هر يک از فعالان اجتماعی و سياسی ما مجموعه‌ای از اين اتهامات را وارد کرده‌اند و اين ليست، ديگر تکراری شده است.

  • به نظر شما، صدور احکام زندان برای زندانيان دانشجوی چپ آزادی‌خواه و برابری‌طلب مانند سعيد حبيبی، با اعتراضات اخير دانشجويی در ايران ارتباطی دارد؟


بله، صد درصد ارتباط دارد. چون جنبش دانشجويی طيف وسيعی از فعالان دانشجويی است که عقايد مختلفی دارند، اما در مقابل استبداد و قانون‌شکنی صف واحدی را تشکيل می دهند. در نتيجه، طبيعی است که حکومت برای ضربه زدن و فشار بر تمام بخش‌ها و تمام صداها و عقايد اين جنبش از هر روشی استفاده می‌کند.

اين احکام جديد برای عقب زدن بخش عمده‌ای از فعالان سياسی شناخته شده جنبش دانشجويی و خانه‌نشين کردن آنهاست تا شايد بتوانند جنبش را به سکوت بکشانند.
 

  • آيا اينگونه برخوردهای امنيتی قضايی با طيف‌های مختلف دانشجويان بر وضعيت اعتراضات دانشجويی که در روزهای آغازين سال تحصيلی در دانشگاه‌ها نمود پيدا کرده است، تأثيری خواهد گذاشت؟


شايد در کوتاه مدت بتواند تأثيراتی بگذارد، ولی در نهايت، فقط شکل اين اعتراضات را عوض می‌کند. حکومت بايد به اين مسئله توجه داشته باشد تا زمانی که ريشه اين نارضايتی از بين نرود، شايد با فشار و سرکوب فقط شکل بيان نارضايتی عوض شود.


اينجا ريشه نارضايتی، بی‌عدالتی و بی‌حقوقی مردم کشور در زمينه‌های مختلف است و تا زمانی که اين ريشه‌ها در جامعه وجود داشته باشد و به عنوان مثال زنان حقوقی در جامعه نداشته باشند، بيکاری به طور گسترده وجود داشته باشد، آزادی بيان در حداقل ممکن هم وجود نداشته باشد و يا شکنجه‌های غير انسانی در زندان‌ها رواج داشته باشد، حکومت بايد بداند که اين اعتراضات هم ادامه خواهد داشت و عميق‌تر خواهد شد.


هر چقدر اينها چکش استبداد را بر سر جنبش دانشجويی بکوبند، اين اعتراضات مانند ميخی است که به عمق اين جنبش بيشتر نفوذ می‌کند و از اعماق آن سر بر خواهد آورد.

 

 بهروز کارونی

2 نوشته شده در  یکشنبه 26 مهر1388ساعت   توسط سرویس خبری  | 

حبس تعلیقی و تعزیری برای فعالین کارگری و احضاریه کتبی برای علیرضا و محسن ثقفی
۵ نفر از كارگران نیشكر هفت تپه به تحمل حبس تعلیقی و تعزیری محكوم شدند

دادگاه تجدید نظر در استان خوزستان مجازات پنج نفر از کارگران کارخانه نیشکر هفته تپه را تایید کرد. ایلنا: سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه از محکومیت پنج نفر از کارگران این شرکت به تحمل حبس تعلیقی و تعزیری خبرداد.
به گزارش ایلنا، رضا رخشان از اعضای سندیکای کارگران شرکت نیشکر هفت تپه گفت به تازگی دادگاه تجدید نظر احکامی را که پیشتر در دادگاه بدوی برای پنج نفر از کارگران این شرکت صادر شده بود را تایید کرد.
به گفته رخشان هرکدام از این کارگران در مجموع به یکسال حبس تعلیقی و تعزیری محکوم شده‌اند. براین اساس دادگاه علی‌نجاتی، فریدون‌نیکوفر، قربان علی‌پور و جلیل‌احمدی به تحمل ٦ ماه حبس تعزیری و ٦ ماه حبس تعلیقی و محمد حیدری‌پور را به چهار ماه حبس تعزیری و هشت ماه حبس تعلیقی محکوم کرده است.
به گفته رخشان این احکام در ارتباط با اعتراض‌های کارگری سال ٨٦ صادر شده و کارگران محکوم شده به کمک وکلای مدافع خود در صدد درخواست دادرسی مجدد هستند.
رخشان همچنین از ادامه نارضایتی کارگران خبرداد و گفت به دلیل مشکلات مالی مطالبات کارگران هنوز با تاخیر پرداخت می شود. وی افزود: ٢ روز پیش کارگران نسبت به این وضع اعتراض کردند اما مدیریت شرکت با بیان اینکه نقدیگی نداریم و دولت کمک نمی‌کند از کنار اعتراض کارگران گذشت.
وی افزود : در۵٠ سال گذشته کارگران هفت تپه هیچگاه در سود این کارخانه شریک نبوده‌اند اما در ٢ سال گذشته به اجبار در زیان این کارخانه سهیم شده‌اند.

علیرضا ثقفی و فرزندش احضاریه كتبی دریافت كردند

آژانس ایران خبر: علیرضا ثقفی و فرزندش محسن ثقفی که در مراسم روز جهانی کارگر در پارک لاله دستگیر و بعد از گذشت بیش از یکماه از زندان اوین با قرار وثیقه ۵٠ میلیون تومانی ازاد شدند طی احضاریه کتبی در تاریخ ١٧ آبان ماه باید خود را به دادسرای انقلاب معرفی تا اقدامات برگزاری محاکمه انجام شود.

2 نوشته شده در  سه شنبه 21 مهر1388ساعت   توسط سرویس خبری  | 

گشایش صفحه هنر و ادبیات در سایت کارگری افق روشن

خوشحال هستیم * که، صفحه هنرو ادبیات را در سایت کارگری افق روشن می گشائیم. به باورما، تلاش و کوشش طبقه کارگر علیه سرمایه و مناسبات اجتماعی موجود تنها به عرصه اقتصادی و سیاسی محدود نیست. این جدّیت طبقاتی در عرصه های دیگر، فرهنگ، ادب و هنر نیز جریان دارد.

طبقه کارگر، طبقه ای جهانی است. طبقه ای که چه در عرصۀ تئوری وچه در پراکتیک رسالت تغییر بنیادی مناسبات و نظم موجود (مناسباتی که مبتنی بر خرید و فروش نیروی کار و بهره کشی انسان از انسان استوار است) را دارد. طبقه ای که همچنین رسالت تحقق و برقراری جامعه سوسیالیستی را بالقوه به دوش میکشد.

طبقه کارگر نه تنها نظم و مناسبات حاکم برجامعه را درعرصه اقتصاد و سیاست با نقدی رادیکال به چالش می کشد، بلکه ارزش های انسانی، اخلاقی، ادبی، هنری و فرهنگی حاکم را نیز به مصاف می طلبد. انسان و تأمین نیازهای انسانی باید جای کالا و تأمین سود (ارزش اضافی) را پر نماید.

بهمین ترتیب نقاشی، مجسمه سازی، کاریکاتور، شعر، رمان، داستان، نمایشنامه و... می بایست در این بُرهه اززمان در تقابل و جدال با ارزش ها و فرهنگ طبقه حاکم و در شرایط تحقق سوسیالیسم و جامعه ای بدون طبقات اجتماعی، بازتاب آمال، آرزوها، ایده ها، اندیشه ها و تخیلات بلند پروازانه انسان آزاد باشد.

"سایت افق روشن" بعنوان عضوی از پیکره طبقه کارگر جهانی وظیفه خود می داند که عرصۀ تلاش و کوشش خویش رادراین جهت گسترش دهد. بدیهی است که گام نهادن دراین عرصه وارائه کیفیتی مطلوب وپاسخ گو به مبارزه طبقاتی کارگران از حد و توان مسئول و سایت افق روشن به تنهائی خارج می باشد و بدون تردید به جِدّ و جَهد هنرمندان و ادیبان در همه عرصه های فرهنگی و همکاری آنها با افق روشن نیازمندیم. بهمین منظور ازهمه رفقای که دل در گرو تغییر نظم و مناسبات غیر انسانی موجود بستند و قلم رادر خدمت رهائی انسان بکار می گیرند، خواهشمندیم ؛ انتقادات، نظرات و پیشنهادات و همچنین مطالب، اشعار و نوشته های ادبی خود را برای سایت افق روشن ارسال نمائید.

  مسئول سایت افق روشن

۴- ١٠- ٢٠٠٩

www.ofros.com
www.ofros.com/honar_adab.htm
ofoghe_roshan@ofros.com

  *صفحه هنر و ادبیات افق روشن با همکاری رفیقی از فعالین کارگری راه اندازی و بروز خواهد شد.

2 نوشته شده در  سه شنبه 14 مهر1388ساعت   توسط سرویس خبری  | 

2 سال حبس تعزیری برای مهدی الله یاری

مهدی الله‌یاری از دانشجویان آزادی‌خواه و برابری‌طلب و از فعالین باسابقه دانشجویی که در تاریخ 6 مرداد 1388 در شعبه‌ی 28 دادگاه انقلاب به ریاست قاضی مغیسه محاکمه شده بود، طی حکمی به 2 سال حبس تعزیری محکوم شد. این حکم روز سه‌شنبه به آقای امیر رئیسیان، وکیل وی ابلاغ شده است.

مهدی الله‌یاری دانشجوی کارشناسی ارشد مهندسی شیمی دانشگاه صنعتی شریف، عضو هیئت تحریریه‌ی نشریه‌ی توقیف شده‌ی  دانشجویی خاک و سردبیر نشریه‌ی طلوع، در تاریخ 17 آذر 1386 دستگیر و پس از گذراندن حدود 90 روز در بند 209 زندان اوین با وثیقه‌ی 80 میلیون تومانی آزاد شده بود.  وی همچنین در سال 1381 مدت یک ماه را در بندهای 209 و 240 زندان اوین در بازداشت وزارت اطلاعات سپری کرده بود.

2 نوشته شده در  پنجشنبه 9 مهر1388ساعت   توسط سرویس خبری  | 

32 ماه حبس تعزیری برای علی کانطوری فعال سیاسی قزوین
طبق اخبار رسیده علی کانتوری فعال سیاسی قزوین و عضو دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب که در جریان دستگیری گسترده دانشجویان چپ در سال 86 بازداشت شده بود و با قرار وثیقه آزاد شده بود در دادگاه انقلاب به 32 ماه حبس تعزیری محکوم شد.
شایان ذکر است علی کانتوری پرونده دیگری در دادگاه عمومی نیز دارد که هنوز حکم آن صادر نشده است
2 نوشته شده در  پنجشنبه 9 مهر1388ساعت   توسط سرویس خبری  | 

فرهاد حاج میرزایی به ده سال و چهار ماه حبس تعزیری محکوم شد

فرهاد حاج میرزایی، فعال سیاسی کرد هفته‌ی گذشته در دادگاه انقلاب شهرستان سنندج محاکمه و به اتهام اقدام علیه امنیت ملی از طریق عضویت در گروهک‌های معاند مارکسیستی، تجمع و تبانی علیه نظام، حمل اسلحه و آلات جنگی غیرمکشوفه (؟) به ده سال و چهار ماه حبس تعزیری محکوم شد.

حاج میرزایی در جریان برخورد با دانشجویان چپگرا در تاریخ بیست و دوم اسفند ماه سال جاری توسط ماموران امنیتی در شهرستان سنندج دستگیر و پس از یک شب بازداشت در بازداشتگاه اداره اطلاعات سنندج به بند 209 منتقل شد.

بر طبق گزارش‌های موجود این فعال سیاسی به منظور اخذ اعتراف در طول این مدت تحت شکنجه های شدید جسمی و روحی قرار گرفته است. از جمله شکنجه‌های اعمال شده به وی می توان به دستبند قپانی، شوک الکتریکی و بی خوابی های طولانی مدت اشاره کرد.

وی با گذشت بیش از یک سال از زمان بازداشت سرانجام در تاریخ 26 مرداد 88 در حالی با قید وثیقه ۴۵۰ میلیون تومانی از زندان آزاد شد که 3 ماه پیش از آن به قید همین وثیقه آزاد و بعد از یک هفته مجددا دستگیر شده بود.

2 نوشته شده در  پنجشنبه 9 مهر1388ساعت   توسط سرویس خبری  | 

5 سال حبس تعزیری برای مهدی گرایلو از فعالان دانشجویی کمونیست

مهدی گرایلو،از فعالان دانشجویی طیف ازادیخواه و برابری طلب از سوی شعبه 28 دادگاه انقلاب تهران به تحمل 5 سال حبس تعزیری محکوم شد. دادگاه رسیدگی به اتهامات وی ، اوایل مردادماه در شعبه 28 دادگاه انقلاب به ریاست قاضی مقیسه ای برگزار شد که طی آن، وی به همراه وکیلش اتهامات وارده را رد نموده و به دفاع از خود پرداخت. این حکم صبح امروز به پیام ابوطالبی، وکیل این فعال دانشجویی ابلاغ شد.

گرایلو، به مدت 20 روز زمان خواهد داشت تا نسبت به حکم صادره اعتراض نماید.

مهدی گرایلو فارغ التحصیل فیزیک دانشگاه صنعتی شریف و دانشجوی کارشناسی ارشد ژئوفیزیک دانشگاه تهران روز 11 آذر ماه 86 و در آستانه مراسم 16 آذر در هنگام خروج از منزل دستگیر و به زندان اوین منتقل شده بود.وی به مدت 66 روز در بند 209 زندان اوین به سر برد و سپس با قرار وثیقه 100 میلیون تومانی از زندان آزاد شد.

در روزهای گذشته، کیوان امیری الیاسی، دیگر فعال دانشجویی چپ نیز از سوی همین شعبه به 5 سال حبس تعزیری محکوم شد. صدور این احکام سنگین و کم سابقه علیه فعالان دانشجویی درحالی صورت می گیرد که در ماههای اخیر فشار بر فعالان دانشجویی افزایش یافته است.

شنبه گذشته نیز دادگاه سعید حبیبی از فعالان شناخته شده دانشجویی در همین شعبه تشکیل شد و وی هم اکنون در انتظار صدور حکم به سر می برد.

2 نوشته شده در  پنجشنبه 9 مهر1388ساعت   توسط سرویس خبری  | 

بیانیه مهم احزاب کمونیست و کارگری جهان در همبستگی با مبارزات مردم ایران

ر سه دهه اخیر جنبش مبارزان صدیق راه دموکراسی و عدالت اجتماعی در جهان همواره حامی مستحکم مبارزات مردم ایران بر ضد دیکتاتوری مذهبی حاکم و در طلب صلح، دموکراسی و حقوق بشر بوده است. در سه ماهه گذشته ”نامه مردم“ سعی کرده است که در صفحات خود تا آنجا که ممکن است بازگو کننده این حمایت طبیعی، پر شور و مبارزه جویانه از دلاوری های خلقی باشد که در شرایطی دشوار و در نبردی نابرابر برای حقوق طبیعی و انسانی خود و برای تضمین آینده ای بهتر، رژیم تئوکراتیک را به چالشی جدی کشیده است.

و این افتخاری برای مبارزان حزب توده ایران است که با کار تبلیغی سازمان دهی شده، با انتشار نشریات متعدد به زبان های زنده جهان، با افشاگری در مورد رژیم جنایتکار و ارتجاعی، و با توضیحات اقناع کننده خود، توانسته اند توطئه سران رژیم و همراهان مطبوعاتچی و اینترنتی آن برای در انزوا قرار دادن جنبش مردمی را به شکست بکشانند. آخرین محصول کارزار موفق آمیز حزب توده ایران در تماس گیری های بین المللی و حضور فعال در جریان فستیوال های احزاب و نشریات مترقی اروپا در شهریور ماه و ارائه تحلیل های جامع برای رهبری احزاب انقلابی جهان، تصویب بیانیه مشترکی با امضاء بیش از 50 حزب کمونیست، چپ و ترقی خواه جهان در حمایت صریح از مبارزه مردم ایران و محکومیت رژیم سرکوبگر حاکم است.


منبع: نامه مردم

آنچه که به این بیانیه مشترک احزاب مترقی جهان ویژگی خاص می دهد این است که به صراحت جنایات رژیم تئوکراتیک را در سرکوب جنبش اعتراضی مردم، دستگیری های وسیع فعالان اپوزیسیون و شکنجه آنان و کشتار مخالفان رژیم فقاهتی مورد توجه قرار داده و محکوم می کند. این بیانیه مشترک که مورد حمایت یکپارچه احزاب چپ و کمونیست سراسر جهان قرار گرفته است، ضرورت همبستگی با مبارزات جنبش کارگری، زنان و جوانان ایران را مورد توجه قرار می دهد.

در حمایت از صلح، دموکراسی و پیشرفت در ایران

ما احزاب کمونیست، کارگری و چپ امضاء کننده این بیانیه، که رویدادهای اخیر ایران را از نزدیک دنبال می کنیم، نگرانی خود را در باره بحران سیاسی همه جانبه ای که در پی برگزاری انتخابات ریاست جمهوری 12 ژوئن (22 خردادماه) ایران را در بر گرفته است، ابراز می کنیم.

ما دستگیری بیش از 4000 نفر تظاهر کننده و شکنجه آنان در زندان ها را توسط مقامات جمهوری اسلامی محکوم می کنیم. بر طبق اخبار تائید شده نزدیک به صد تن در این حمله قوای نظامی و شبه نظامی به تظاهرات مسالمت آمیز مردم کشته شده اند و یا در زیر شکنجه جان سپرده اند. ما همچنین کوشش مقامات رژیم تئوکراتیک در ایران را برای اجبار فعالان اپوزیسیون در زیر شکنجه های فیزیکی و روانی به اعتراف به اقدامات غیرقانونی را که در نقض کامل کنوانسیون های معتبر بین المللی در ممنوع کردن چنین شیوه هائی با زندانیان سیاسی است، مردود می شماریم.

ما دادگاه های نمایشی سران و فعالان اپوزیسیون برای غیرقانونی جلوه دادن جنبش اعتراضی مردم را که در تقابل آشکار با نرم های قضائی مورد قبول بین المللی صورت می گیرد بی اعتبار می شماریم. ما هرگونه تلاش برای تحریف و خدشه‌دار کردن اراده و خواست مردم ایران و دست زدن به اقدامات سرکوبگرانه علیه جنبش مردمی را در این کشور محکوم می‌کنیم.

ما همبستگی قاطع خود را با سندیکاهای کارگری، زحمتکشان، زنان، دانشجویان و همه نیروهای ترقی خواه و دموکرات ایران که در راه احقاق حقوق دموکراتیک و حقوق بشر، عدالت اجتماعی و اقتصادی، صلح و دموکراسی مبارزه می‌کنند، اعلام می‌کنیم. ما آزادی بی قید و شرط همه زندانیان سیاسی را طلب می کنیم. ما همچنین هرگونه دخالت کشورهای امپریالیستی در ایران را که تلاش دارند به بهانه شرایط حاکم بر ایران، نقشه‌های خود را برای ایجاد ”خاورمیانه بزرگ“ به هزینه مردم این منطقه به پیش ببرند، محکوم می‌کنیم.

ما هرگونه تلاشی را به قصد بهره‌برداری از شرایط سیاسی و بحران کنونی در ایران به عنوان بهانه‌ای برای دست زدن به اقدام نظامی یا هر عمل دیگری که به ضرر حقوق حقه مردم ایران و در راستای تشدید تشنج در منطقه خلیج فارس و خاورمیانه صورت بگیرد، را محکوم می‌کنیم. ما معتقدیم که این فقط حق مردم ایران است که مسیر تحولات آینده کشور خود را برای دستیابی به صلح، دموکراسی و پیشرفت بیابند.

برزیل – حزب کمونیست برزیل (PCdoB)
الجزایر – حزب دموکراسی و سوسیالیسم الجزایر
بولیوی – حزب کمونیست بولیوی
کانادا – حزب کمونیست کانادا
شیلی – حزب کمونیست شیلی
کلمبیا – حزب کمونیست کلمبیا
قبرس – حزب مترقی زحمتکشان قبرس (آکل)
جمهوری چک – حزب کمونیست بوهم و موراوی
جمهوری اسلواک- حزب کمونیست اسلواک
دانمارک – حزب کمونیست در دانمارک
فنلاند - حزب کمونیست فنلاند
آلمان – حزب کمونیست آلمان
اتریش- حزب کمونیست اتریش
انگلستان - حزب کمونیست بریتانیا
استونی- حزب کمونیست استونی
یونان - حزب کمونیست یونان
مجارستان – حزب کمونیست کارگران مجارستان
هندوستان - حزب کمونیست هندوستان
عراق - حزب کمونیست عراق
ایران – حزب توده ایران
اردن- حزب کمونیست اردن
اسرائیل- حزب کمونیست اسرائیل
ایرلند - حزب کمونیست ایرلند
ایتالیا – حزب کمونیست‌های ایتالیا
لبنان – حزب کمونیست لبنان
لوکزامبورگ - حزب کمونیست لوکزامبورگ
(دماغه سبز)- حزب آفریقائی برای استقلال کیپ ورد
مالت- حزب کمونیست مالت
مراکش – حزب دموکراسی و سوسیالیسم
مکزیک – حزب کمونیست‌های مکزیک
هلند – حزب کمونیست جدید هلند
فرانسه- حزب کمونیست فرانسه
فلسطین – حزب مردم فلسطین
فلسطین – جبهه دموکراتیک برای آزادی فلسطین
فلسطین – جبهه خلق برای آزادی فلسطین
پاکستان - حزب کمونیست پاکستان
بنگلادش - حزب کمونیست بنگلادش
پرتغال – حزب کمونیست پرتغال
پرتغال (گالیسیا)- بلوک ملیون گالیسیا
روسیه - حزب کمونیست فدراسیون روسیه
صربستان – حزب کمونیست جدید یوگسلاوی
آفریقای جنوبی - حزب کمونیست آفریقای جنوبی
سودان- حزب کمونیست سودان
اسپانیا - حزب کمونیست خلق‌های اسپانیا
اسپانیا- کاتالونیا- حزب کمونیست کاتالونیا
سوریه - حزب کمونیست سوریه (یوسف فیصل)
سوئد - حزب کمونیست سوئد (SKP)
ترکیه - حزب کمونیست ترکیه
ایالات متحده آمریکا - حزب کمونیست ایالات متحد آمریکا
2 نوشته شده در  پنجشنبه 9 مهر1388ساعت   توسط سرویس خبری  | 

داستان‌نویسی به سبک ژورناليستی
علی همتی


به‌خاطر تذکر یکی از رفقا، در ابتدا، تم اصلی و هدف این نوشته را مشخص می‌کنم.

چند ماه قبل، باخبر شدم که روزنامه‌های زمان جنگ داخلی را در اسپانیا مجدد چاپ کردن و عنوان "شواهد تاریخی" را بر آن گذاشتند! قصد داشتم در یک نوشته، به منافع پنهان رسانه‌ها در تحریف واقعیت‌ها و سعی در القای دگرگونه‌ی آن مسئله بپردازم. اما با توجه به اولویت‌بندی کارها، این کار برای آینده باقی ماند. کمی پیش شاهد موضع‌گیری اصلاح‌طلبان در حمایت از محکومیت عمر البشیر و قضایای آن بودیم. رسانه آن‌چه در سودان روی داده بود را به سود خود تحریف و از اشاره به قضایای اصلی و منافع درگیر خودداری کردند! اما چیزی که باعث نوشتن این متن شد، موضع گیری اصلاح طلبان و سایرین در مورد شین‌جیانگ یا زینگ جیانگ بود.

آن‌ها هیچ اشاره‌ای به ریشه‌ی این رویداد – ضرب و شتم کارگران ایغوری در کارخانه‌ای در هنگ‌کنگ – و ماهیت طبقاتی آن نکردند! دولت بورژوای ناسیونالیست چین، کارگران ترک ایغوری (به عنوان کارگران مطیع‌تر از کارگران هان) را با ایجاد شرایط فقر و اختلاف طبقاتی شدید در ترکستان، وادار به مهاجرت به بخش‌های صنعتی چین می‌کند. البته حمایت دولت بورژوای ترکیه و گروه‌های پان‌ترکیست از حرکت ایغورها بر اساس ایدئولوزی ارتجاعی پان‌ترکیسم و در راستای تلاش جهت گسترش نفوذ در آسیای‌میانه هست. امریکا و دولت‌های اروپایی نیز کوچک‌ترین دغدغه‌ای در مورد وضعیت طبقه‌ی کارگر چین (تبتی ایغوری مغول و هان) نداشتند.

مقدمه


رسانه‌ها در جوامع بورژوایی در خدمت منافع قدرت سرمایه‌داری بوده و به‌صورت ارگان‌های تبلیغاتی عمل می‌کنند. شبکه‌ها نیز در راستای خواست‌های دولت (که نماینده‌ی بخشی از بورژوازی آن کشور است) حرکت می‌کنند. برای مثال اولریش تیلگنر (گزارشگر سابق شبکه‌ی تلویزیونی آلمانی ZDF و سرپرست دفتر این شبکه در تهران) افزایش‌یابنده بودن محدودیت‌ها را دلیل وداع همیشگی با شبکه ZDF نامیده است.

زمانی که مسوولین یک روزنامه تصمیم می‌گیرد درباره موضوعی گزارش تهیه شود، می‌دانند که کدام روزنامه‌نگار (مطیع یا بدبین و منفی‌باف) را به محل بفرستد. افرادی انتخاب می‌شوند که یا خود را تطبیق داده‌اند و فرمان‌بردار هستند یا ارزش‌های جاری را پذیرفته‌اند و به آن‌چه می‌گویند اعتقاد پیدا کرده‌اند.

آن نویسنده می‌داند که برای مثال زدن موارد مشابه، نباید از اعدام روزنبرگ‌ها یاد کند؛ یا می‌داند که باید از دیکتاتورهایی مانند فرانکو، پینوشه، سوهارتو، سلطان‌حسن و... به عنوان رهبرانی میانه‌رو یادآوری کند. زمانی که لازم است از کشتار بگوید، می‌داند که از ال‌سالوادور، گواتمالا یا ... چیزی نگوید. حتا جنگ ۷۹ روز ناتو در صربستان که سازمان‌ملل در این مورد ماموریتی به ناتو نداده بود. زمانی که می‌خواهد از سانسور و فهرست سیاه بنویسد، نباید از جوزف مک‌کارتی یا مک‌کارتیسم چیزی بنویسد. زمانی که می‌خواهد از سرکوب مخالفان مثال بزند، نباید از گرجستان و زمانی که پلیس در ماه نوامبر سال قبل به دستور ساکاشویلی دست به قتل‌عام معترضین گرجستان زد، چیزی بنویسد. بل‌که باید از کشورهای اروپایی و امریکا به‌عنوان حکومت‌های ایده‌آل نام برده شود که به‌خاطر حقوق‌بشر و پشتیبانی از مردم، از دست دادن منافع خود برای‌شان کوچک‌ترین ارزشی ندارد.

در مواردی نویسنده از داخل دفتر روزنامه شروع به نوشتن گزارش می‌کند. گزارش‌هایی که کمتر با واقعیات هماهنگ هستند و گاهی مطالبی در مقاله‌ها تشریح می‌شود که هیچ‌گاه روی نداده و محصول تخیل خبرنگارانی که از جعل کردن پروایی ندارند، بوده است. پاسداران حقیقت در رمان ۱۹۸۴ جورج اورل نیز از داخل وزارتخانه‌ی حقیقت به تغییر و گاهی ساختن گزارش‌هایی درباره گذشته می‌پرداختند.

انقلاب و جنگ داخلی اسپانیا


جرج اورول به جنگ اسپانیا رفته بود، پس از بازگشت از اسپانیا کتابی به‌نام «به یاد کاتالونیا» نوشت. (پیشنهاد می‌کنم آن کتاب را از انتشارات خوارزمی تهیه کنید.) اورول شرح می‌دهد که « نه‌دهم کلیه مطالب مطبوعات، عاری از حقیقت است و تا حدودی تمام گزارش‌هایی که در آن زمان در روزنامه‌ها به چاپ می‌رسید از دور به وسیله روزنامه‌نویس‌ها جعل می‌شد و نه تنها از نظر واقعیت، صحت نداشت؛ بل‌که به‌طور عمد به منظور گم‌راه کردن درست می‌شد. مطابق معمول، فقط یک طرفه داستان به اطلاع اکثر مردم رسیده است. »

او در فصل یازدهم آن کتاب بسیار شفاف، شواهد ساختگى مطبوعات را شرح می‌دهد. اورول مثال‌ها، خلاف‌گویی فاحش و تناقض‌گویی‌های بسیاری را از روزنامه‌های انگلستان و اسپانیا در آن فصل آورده و اضافه می‌کند که «تنها کسی این گزارش‌ها را باور می‌کند که به‌کلی از واقعیات بی‌خبر باشد» چیزی که برای اورول جلب توجه کرد، بی‌اطلاعی کامل نویسندگان از اوضاع و احوال محل بود. اما افتراها و لجن‌مالی‌های مطبوعاتی تنها از خبرنویس‌های خارج از اسپانیا نبود. اورول از خبرنگارانی یاد می‌کند که به بارسلونا آمده بودند؛ اما به محض پایان زد و خورد، اسپانیا را ترک کرد: « درست در لحظه‌ای که تازه می‌توانستند تحقیقات‌شان را به‌طور جدی آغاز کنند. »

علی همتی
August, 2009

زیرنویس :
– به پژوهش‌گران پیشنهاد می‌کنم که در مورد تشکیل شوراهای کارگری در بارسلونا (کاتالونیا) و قتل‌عام اعضای این شوراها توسط پلیس مخفی استالین (جی.پی.یو) و مواضع روزنامه‌های بریتانیا و... تحقیق کنند.
2 نوشته شده در  پنجشنبه 2 مهر1388ساعت   توسط سرویس خبری  |