پیام سعید یوزی:دنیا را من ساختم و با دست خود پرداختم… اما از زمین تا آسمان…. نه نان دارم و نه آزادی…
بگذارید از صمیم قلب تمامی آن عزیزانی که چه به شکل فردی و چه به صورت تشکل و نهادهای گوناگون، ما را مورد حمایت مادی و معنوی خود قرار دادهاند، قدردانی عمیق و رفیقانه خود را تقدیمشان کنم.
رفقای هم سرنوشت و خانوادههای کارگری، اگر چه ما جمعی از کارگران اول ماه
مه به طور غیر انسانی و در شرایط بسیار سخت دستگیر و زندانی شدیم، اما
دخالت به موقع و پر شور شما در سطح داخلی و جهانی قوت قلبی برای ما بود که
دیگر آثار آن سختی را در خود حس نکنیم.
بر یکایک شما درود میفرستم.
در زندگیام همیشه مدیون محبتهای شما یاران ارجمندم، بودهام…
نباید از آن گذشت، خود و فرزندانم همیشه با حسن نیت و از خود گذشتگی شما
مردم عزیز تهران، کرج، کرمانشاه، کردستان، آذربایجان و… که در حق زندگی ما
ایفاء نمودهاید… صحبت کرده و مدیون محبتهای شما عزیزان هستیم…
این ارزشمندترین داستان زندگی ما بوده و هست. امیدوارم شایسته این همه احترام و انسانیت باشم…
نوشتهام را با پیام یک دوست کارگر به پایان میبرم که به مناسبت اول ماه مه برایم فرستاده بود…
بگذار بگویم سخنم را،
گل بوتههای چمنم را
آخر
دنیا را من ساختم و با دست خود پرداختم
اما از زمین تا آسمان
نه نان دارم و نه آزادی
با احترام سعید یوزی
۳ تیرماه ۱۳۸۸

